نشست ویژه سریال "پژمان"برگزار شد

  • در عصر هوای بارانی پاییز . فرهنگسرای ارسباران . نشست ویژه سریال "پژمان" در ازدحام جمعیت فراوان اغلب سرپا ، با حضور سروش صحت و محراب قاسم خانی و پژمان جمشیدی و رضا کریمی و شقایق دهقان و سام درخشانی با کارشناسی امیر قادری برگزار شد . 

نشست ویژه سریال پژمان

نشست ویژه سریال پژمان

فرهنگسرای ارسباران

چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت 17

با حضور سروش صحت ( کارگردان ) - محراب قاسم خانی ( نویسنده ) – پژمان جمشیدی – سام درخشانی - شقایق دهقان . بهاره رهنما . رضا کریمی – ویدا جوان ( بازیگران )

به همراه کارشناسی امیر قادری 

"استرداد" ساخته علی غفاری

فیلم سینمایی "استرداد" ساخته علی غفاری در 26 آبان 1392 در فرهنگسرای  ارسباران اکران و بررسی شد و در جلسه ای گرم و پربار با صحبتهای حاضرین در جلسه که شامل آقایان محسن علی اکبری ( تهیه کننده ) و علی رویین تن ( بازیگر ) و ستار اورکی ( آهنگساز) می شدند همراه بود  ( عوامل دیگر همگی مشغول کار بودند که از طبیعت های ماههای منتهی به جشنواره است )

اگر بخواهم از استردادی که بعد از جشنواره دوباره دیدم بگویم مطمئنا نمی توانم بدش را بگویم . چون در راستای آنچه از سینما یاد گرفته ام و می فهمم فیلم درست درمانی است که ناراضی نمی کند بیننده را  و حتی در قبال سکانس هایی قلبم از افتخار به دستاوردهای تصویری این اثر سینمایی به تپش هم افتاده است . برای خودم سه دسته کرده ام فیلم ها را که سینما فیلم شبه فیلم عناوینش شمرده می شود . اغلب آثار تصویری ساخته شده در گروه دوم لحاظ می شوند که از شاهکار تا ضعیف هم دارد ولی استرداد را سینما می دانم چون شرایط انتساب به این گروه را دارد . فارغ از مشکلات مختلفی که در درام و ساختار دارد منسجم و ابرومند ساخته شده است و تجربه نوینی در سینمای بی قله ما شمرده می شود . قصد ندارم به صورت غیر دموکراتیک مخالفان فیلم را همچون متعصبین این جناح و آن جناح تقبیح کنم و اگر از دل بر آمد نقدی به جد پذیرفتنی است . ولی نمی توان ناراحت نشد از قلمفرسایی هایی که بوی غرض می دهد و سلاخی و کشتار  و ذبح و پنبه زنی از اهدافش شمرده می شود .

اگر قرار است سینمای سفارشی دولتی حکومتی بی مایه را نقد کنیم مصداقش مسلما این فیلم نیست . در صدر باید به آن آثاری بپردازیم که از فلان نهاد بودجه بیش از یک میلیارد گرفتند  و کار 200 میلیونی در مدیوم تلویزیون کوچک خانگی ارائه دادند و بیش از دو میلیارد هزینه تبلیغ  به همراه اشغال یک سوم سینماهای در اختیار کشوری را موجب شدند  و قبل از اکران هم فروخته شده و پولش را جیرینگی گرفتند و جیب های مبارک پرکرده و به دیگر اثار با خون و دل ساخته شده مستقل تاختند  و یک سال اکران سینما را به باد دادند . اگر قرار است روشنگری سیاسی کارانه من باب آثار باشرف غیر مرموزانه ساخته شده صورت گیرد عده ای هم هستند برای "هوی" جواب جانانه "های" بدهند و دندان شکنی کنند  .

من باب این فیلم به خصوص که بیشترین کاندیداتوری و بیشترین جوایز جشنواره فجر را از آن خود کرد فقط می توان گفت که باید دیده شود و به احترام از آن یاد کرد و جهت ارتقایی که برای سطح سینمای کشورمان داده است کلاه از سر بلند کرد  . به فرض هم 10 میلیارد هزینه داشته باشد که نشده ،  با حساب سر انگشتی به دلار ،  رقم خنده داری می شود که موجبات خنده کشور های صاحب سینما می گردد .

بیاییم با نقد های غیر اصولی و نا امید نگارانه و غیر مسئولانه رغبت سینما روی را کم نکنیم و اشتی مردم با سالن های خالی منتظر را موجب شویم و اجازه ندهیم ماهی گیران از آب گل آلود با فریب های رسانه ای  و هجمه های کاملا دستور گرفته از منابع شوم جریان های سینمایی درست را تخریب کنند  و آنچه رذالت هنری است بر این پیکره نحیف و نیاز به درمان تزریق کنند  .

( متاسفانه جهت های فکری که داده می شود بر اذهان سینما دوستان جوان و منتظر دریافت امکانات تاثیر می گذارد و اغلبشان ،  دشمن و مانع بزرگ پیشرفت هایشان را ساخته شدن این فیلمها می دانند . مثلا اعلام می شود که هزینه این فیلمها خرج 20 فیلم مستقل شود  و ... که این استدلال خطرناک به هدف کوچک سازی سینمای بزرگ ما ترویج می شود . در حالی که باید پرده از حیف  و میل های میلیاردی فعالیت های فرهنگی مرموزی برداشت که برای تبرئه خود از نظارت های مردمی دیگران را مقصر می کنند و با طلبکاری تخریب دیگران کرده و نگاه ها را معطوف به خواسته های شومشان می کنند تا خودشان در امان بمانند  ) 

استرداد در ارسباران

فیلم سینمایی «استرداد» که به پرداخت غرامت جنگی به ایران توسط کشورهای انگلستان، آمریکا وشوروی برای جنگ جهانی دوم اشاره دارد. این فیلم یک درام تاریخی با موضوع وقایع جنگ جهانی دوم و مشکلات عدیده ای است که پای ارتش متحدین و متفقین را به ایران گشود در سیصد و بیست و دومین نشست باشگاه فیلم تهران ،یکشنبه 26 آبان ساعت 18در فرهنگسرای ارسباران اکران و باحضور عوامل فیلم نقد می شود.

بنابراین گزارش، این فیلم که با دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر در رشته های بازیگرمرد ، تدوین ، جلوه های ویژه خوش درخشید با حضور محسن علی اکبری (تهیه کننده ) فرهاد قائمیان و علی روئین‌تن ( بازیگران ) و ستار اورکی ( آهنگساز )  نقد می شود.

ماییم و نوای بی نوایی     بسم الله اگر حریف مایی

اولین ماه سال قمری را در حال گذاریم و به روزهای شهادت سالار شهیدان نزدیک می شویم و محیط فیس بوک هم طبق معمول همیشه ،  آینه تمام نمای واقعیت های جامعه است و در این باب ری اکشن های مختلف را شاهدیم که در برخی اوقات به افراط  و بعضا به تفریط نزدیک می شود  و در اقلیت زمانی هم به توهین گرایش می یابد. در کل باید بدانیم که این شبکه اجتماعی شبکه ای محیر العقول در این زمانه است که برای بیان عقاید شخصی بنا شده و مسلما کسی حق ندارد دیگران را از بیان عقاید شخصی اش دور کند  و یا دستور دیکتاتور مابانه ای من باب اینکه عکس های محرمی نگذارید  و جمله های ارزشی ننگارید نمی تواند بدهد  و این را هم بدانیم که هر کس از ارزش  و دین و مذهب سخن می گوید مسلما در این محیط در صد ریاکارانه بودنش کم است و جهت خود شیرینی جهت پیشرفت در ارکان حکومت نیست و البته این را هم بدانیم که ارزش های والای دینی به هیچ وجه زیر مجموعه هیچ مجموعه ای  نیست که بخواهیم به بهانه اعتراضمان به آنچه کوته فکران پدید می آورند این ارزش ها را زیر سوال ببریم . 

مسلما زاییده شدن هیئت های عزاداری ریاکارانه پر سرو صدا و آزار دهنده و بعضا گناهکار و مزاحم کاملا غلط اندر غلط است و ناسزا را سزاست  ولی بدانیم که این اتفاقات توسط خود همین مردم رقم می خورد که درصد ناسره اش ناچیز شمرده نمی شود و از این جهت هم بنگریم که می توان نوعی جشن مرسوم شده از دل آن برداشت کرد که ایرانیت مردمان در آن نهفته است و ریشه در فرهنگ جشنواره پسندی ما ایرانیان از دوران باستان دارد که سرور و پایکوبی جزئی از ساختار تشکیل دهنده ان است . سروراین جشنواره های عزاداری هم از روی آزاد مردی جوانمردانی است که در راه اعتقادات خود به تنگنای مرگ و نیستی پا نهادند تا با مرگشان نیستی را جاوادنگی معنا کنند . همانگونه که حضرت مسیح (ع) به آن پرداخت و میلیاردها پیرو دین خود را اینگونه پدید آورد که در نهایت  ، مرگ و تصلیب و مصیبت و شکنجه و شلاق در راه پیمودن راه حق تجویز کرد که برخی ان را به جان می خرند  و برخی به این واقعه سر تعظیم فرود می آورند . 

بیاییم به عقاید هم احترام بگذاریم و نقدی هم اگر داریم کاملا ساختار مند و تقسیم بندی شده باشد که خدایی نکرده در سوزاندن دلسوزانه مان ، ترو خشک با هم آسیب نبینند . 


ماییم و نوای بی نوایی     بسم الله اگر حریف مایی 


حضورم به عنوان سردبیری سایت اتحادیه تهیه کنندگان را در دوسال پیش ، هم اکنون جرم می دانم و از اینکه به نوبه خود باعث بقای تشکل مذکور شدم تا اقلیتی تازه به دوران رسیده ی ضد سینما احساس خدایی کنند شرمسارم . 

نیت اولیه این تشکل پر طمطراق ، دلسوزانه بود و اگر رگه هایی از نیت های خوب در بیانات سردمدارانش می شنویم صدقه سری گهگاه دست یازیدن این جنابان به برخی از آن نیات خوب است که ممکن است بیرون گود نشسته ها را دچار اشتباه کند  . ولی به عنوان پایه گذار سایت رسانه ای این تشکل حقایقی را به چشم دیدم و عواقبی از آن را می بینم که دلم به درد و سوز افتاده و با اینکه دل خوشی از رقبا و مخالفان این تشکل هم ندارم و همه را به اصطلاح سرو ته یه کرباس می دانم که دعوایشان هم اغلب زرگری  و منفعت طلبانه از روی کرکری های لمپنی غیر سینمایی است ، بی اعتمادی ام را نسبت به اکثریت سردمداران سینمایی ایجاد کرده است

هفته قبل مطلبی از مطالب نگارش یافته ام در آن سایت که در خبرگزاری فارس هم قرار داده شده بود به دلیلی که هیچ توجیه فنی هم ندارد دوباره بر مسند پست های فارس ظاهر شد و با تماس های متعدد از جانب دوستان سینمایی مواجه شدم که برایم جالب توجه بود  . 

از همین تریبون اعلام می کنم که قلم فروشی نکرده ام و اگر متنی در آن روزگار در رثای این نهاد صنفی نگاشته ام به دلگرمی همان نیت های سینما دوستانه بود و هدف از نگارشم بولد کردن آن نیت ها بود  که آن تشکل مدعی اجرای آن بود  و اتفاقا وقتی متوجه شدم که این نیت ها دنبال نمی شود به اصطلاح استخراج شدم ( استعفای توام با اخراج ) 

برای تمام کسانی که برای حضورم در آن تشکل فحش می دادند  و حالا جایگاه ما را گرفته اند آرزوی موفقیت می نمایم و افشاگرانه اعلام می کنم که از مدیریت مخفی این نهاد که 3 الی 4 نفرند و مجیز گوی بی هنرند  و کسی هم از وجودشان خبر ندارد اعلام برائت می کنم .

در بخشی از نامه استعفایم که در سینما پرس  16 اردیبهشت سال 91 چاپ شده این چنین نگاشته ام : 

کنار کشیدم تا استقلال از دست داده ام را بازیابم و زین پس عهد می‌بندم که وارد هیچ جریان صنفی زندگی تخریب کن نشوم. کنار کشیدم چون سینما را دوست دارم و فقط به کمک کسانی خواهم شتافت که شادی سینما بخواهند و حداقل اعتبار لازم را برای منجی گری سینمای مظلوم و هم اکنون بی‌صاحب داشته باشند.  کنار کشیدم از سپر جهل دیگران بودن. یا عمر جاودان برخی و پشیمانی  من می‌شود نمایان . یا اثبات حقانیت بنده که بی‌قیدم و از قید  و بند متنفرم فراوان. 

چهل روز گذشت از در گذشت پدر مهربانم

  1.  
    چهل روز گذشت از در گذشت پدر مهربانم و آخرین مراسم رسمی یادبود را که اربعین است صبح جمعه 17 ابان ماه 92 بر سر مزارش برگزار خواهیم کرد .
    محیط مجازی را هیچ گاه محل غم نگاری نمی دانستم و هنوز هم نمی دانم و چه کنم دستم به قلم نمی رود این روزها که ورای آنچه که بر سرم فرود آمده بنگارم و خود را به زور دلخوش کنم . تازه می فهمم آنانکه از دست داده اند عزیزانشان را و بعد از ماهها و سالها هنوز نوشته هایی تو ام با سوختن و ساختن با زمانه نامرد می نگارند چه دلیلی پشت اراده شان نهفته است . تجربه غریبی است این بی پدری که فقط آنانکه هم تجربه اند قدرت درک آن را دارند ( سایه همه پدرومادر ها بر سر دوستان مستدام و غم و اندوه دور از پیرامونتان ) 
    چاره ای نیست جز زیستن . هرچند مزه بی نمکی خواهد داشت هر آن چه که خواهیم چشید . 
    دلخوشی به داشته ها خیلی بهتر از حسرت خوری به نداشته هاست و این اصلی است که باید آویزه گوش کنم و دو چندان نسبت به قبل قدم بردارم . 
    می دانم که من هم در محدود زمانی قدم بر این کره خاکی خواهم داشت و به همین سبب تا زمانی که زنده ام سعی می کنم زندگی کنم و با معضلات بیشمار اطرافم بجنگم و پیروزمندانه لذت ببرم از این دنیایی که هر چند وقت یکبار تلنگر هایش را بر سرم فرود خواهد آورد

  1. " آزاد راه " عباس رافعی با بازی مهدی پاکدل در نقش طلبه ای امروزی و غیر سنتی ، مضمونی با رگه هایی از جسارت دارد که با فیلمبرداری خوب امیر کریمی منهای ریتم کندش و چند نقص جزئی دیگر حرف مهمی را دستمایه قرار داده و در ساختاری ساده و بی حاشیه قصه ای دلنشین و شریف با یک هومن سیدی خوب و نازنین مفخم بازیگر شده ، بیان می کند. زیر نور ماه 2 نیست ولی کلیتش معطوف کننده به آن سمت است . بعد از 2 سال عدم نمایش ، هم اکنون بر پرده سینما هاست و دیدنش خالی از لطف نیست

نشست نقد و بررسی «بشارت به یک شهروند هزاره سوم»

به گزارش شبکه ایران نشست نقد و بررسی «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» یکشنبه شب در شرایطی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد که تقریبا تمام بخش نقد و بررسی فیلم با استقبال مخاطبان از حضور عوامل پیش رفت.
محمدهادی کریمی کارگردان، هنگامه قاضیانی و خاطره اسدی بازیگران فیلم و جبار آذین منتقد پیشکسوت از جمله حاضران این نشست بودند. در ابتدای نشست محمدهادی کریمی درباره چگونگی ساخت «بشارت...» گفت:«این فیلم ادامه یک مسیر کاری است و در امتداد «مارال» قرار می گیرد. داستان اصلی درباره دگردیسی زنی است در مواجهه با جامعه. این داستان حدیث نفس خودم و بسیاری از آنهایی است که به تماشای فیلم می نشینند. نیاز به یقین در آدمها نیازی همه روز و پیوسته است و «بشارت...» درباره همین نیاز است.»
کریمی سپس درباره تفاوت نسخه جشنواره ای فیلم با نسخه ای که روی پرده رفته افزود:«حدودا دو دقیقه از پلانهایی که به خاطر ممیزی در نسخه جشنواره وجود نداشت به فیلم اضافه شده و در مجموع 3 دقیقه کم شده! البته در همه فیلمهای دیگرم هم بعد از جشنواره تغییراتی هرچند جزیی در فیلم اعمال می کنم برای رسیدن به محصولی یکدست تر. مثلا «برف روی شیروانی داغ» را هم با 15 ثانیه تغییر اکران کردم. اگرچه این فیلم در جشنواره از نوازش گروههای فشار البته از نوع دیگر بی نصیب نماند اما به اکران که رسیدیم فارغ از توجهاتی که از قشر فرهیخته جامعه گرفتم در گیشه هم اوضاع خوبی داشتیم. مثلا در مشهد به شدت فیلم مورد توجه قرار گرفته و اغلب پردیسهای تهران هم در روزهای آخر هفته سانس فوق العاده برای آن گذاشته اند.»

عکسها: میلاد بهشتی
برو زیر باران قدم بزن
در ادامه جلسه و بعد از آن که جبار آذین درباره مختصات فیلم سخن گفته و آن را اثری معناگرا دانست که ایمان را محور خود قرار داده و همین عظمت محوری را عاملی دانست بر زیاد شدن داستانکهای فیلم، یکی از مخاطبان فیلم که به نظر می آمد به لحاظ روحی هم به شدت تشویش دارد از کریمی این سوال را پرسید که این همه ارجاع به استنلی کوبریک و رومن پولانسکی و ویلیام فردکین چه نتیجه ای را عاید او ساخته؟
و جالب پاسخ کریمی بود که بدون حتی سر سوزنی ناراحتی گفت:«دوست عزیز اگر وقتت تلف شده چرا زودتر سالن را ترک نکردی. من اگر به جای شما بودم سالن را ترک می کردم اما درباره ارجاعات فیلم خیلی خوشحالم که فیلم ام به جای کافه، رقاصه و جاهل یادآور کوبریک و پولانسکی است. هر کس نظر خود را دارد و او که از فیلم من خوشش نیامده بهتر است در این هوای پاییزی زیر باران رفته و قدم بزند.»
با کدام تسبیح می توان مردی را نشان داد که تسبیح می اندازد اما دلش با شیطان است؟!
یکی دیگر از مخاطبان نشست از کریمی درباره چرایی مستندوار بودن لحن فیلمش و به چشم نیامدن بازیگران پرسید و کریمی پاسخ داد:«با کدام فیلم مستند می توان مردی را نشان داد که تسبیح می اندازد اما دلش با شیطان است؟! شیطان فقط مصداق ابلیس نیست و افسردگی و پوچ گرایی که بسیاری از ما را با خود همراه کرده مصداق بارز همراهی با شیطان است. برای مخاطب هزاره سوم نمی توان شیطان را فقط با تعریف عهد عتیقی بیان کرد. ابلیس هم یک شیطان است اما مفهوم شیطان دایره وسیعی را دربرمی گیرد. شیطان همین یأس است و همین خشم و متاسفانه سریالهایی ساخته می شود که با درگیری به خرافات به شیطان پرستی دامن می زنند. »
کریمی ادامه داد:«این قدر بازیهای اغراق آمیز و گل درشت دیده ایم که دیگر طاقت تماشای یک بازی درست، بجا، کنترل شده و در خدمت متن را نداریم. بازیهای فیلم نباید هم به چشم بیایند چون این مفهوم فیلم است که باید جلب نظر کند نه بازی یکی از بازیگران.»


ایجاز داریم و جامپ کات
محمدهادی کریمی در پاسخ به پرسش مخاطب دیگری درباره وجه ساختاری فیلم گفت:«شخصیتهای فیلم زیاد بودند و البته جامپ کاتهای زیادی هم داریم و این چیزها برای مخاطب داخلی زیاد تازگی ندارد. همه دوست دارند یک روایت خطی تکراری را ببینند و در برابر این پرهیز از تکرار موضع می گیرند اما این پرشهای داستانی نیاز فیلم من بود و در خدمت متن. فیلم ایجاز دارد و همراهی این ایجاز و جامپ کاتهاست که ما را به آخر می رساند.»
این قدر دنبال موسیقی گل درشت، بازی گل درشت و یا اتفاقات عجیب و غریب در یک فیلم نباشید
عجیب ترین سوال این نشست را مخاطبی پرسید که به نظر سن و سال زیادی نداشت. وی از کریمی پرسید چرا موسیقی فیلمش خوب نبوده و وقتی کریمی پرسید ملاکش برای خوب بودن موسیقی چیست وی پاسخ داد موسیقی خوب آن موسیقی است که ملودی اش بعد از تمام شدن فیلم در ذهن مخاطب بماند. کریمی وقتی این را شنید با لحنی متعجب گفت:«این یک تعریف کاملا تازه از موسیقی متن است. موسیقی باید در خدمت متن باشد. در اینجا موسیقی دگردیسی کاراکتر اصلی فیلم «مینو» را باید نشان می داد که این کار را هم کرده است. این قدر دنبال موسیقی گل درشت، بازی گل درشت و یا اتفاقات عجیب و غریب در یک فیلم نباشید. مفهوم را دریابید و ساختار سینمایی درست را.»


بشارت امید و رحمت
در پایان نشست یکی از مخاطبان میانسال فیلم با ذکر ماهیت ارزنده فیلم گفت:« کارگردان در فیلم بشارت امید و رحمت را داده. جامعه ما به «مینو»هایی نیاز دارد که آمده و به نسل جوان بشارت دهند درباره آنچه این نسل آن را تجربه کرده و قهرمان فیلم شما بسیار عالی از پس این کار برآمد.»
کریمی با تمجید از حسن نظر این مخاطب گفت:«این وظیفه سینما بوده و ما سینماگران که به این مساله بپردازیم اما متاسفانه تاکنون چندان پررنگ به آن نگاه نکرده ایم ولی امیدوارم بعد از این تعداد فیلمهایی که با نگاهی امیدوارانه و مصلحانه به تلخیها و سیاهیهای آسیبهای اجتماعی ساخته می شوند، بیشتر شود.»

بشارت شهروند هزاره سوم در ارسباران

یکشنبه 5 آبان 1392 ساعت 18 

باشگاه فیلم تهران فرهنگسرای ارسباران 

نمایش  و نقد و بررسی بشارت شهروند هزاره سوم 

با حضور دکتر محمد هادی کریمی ( نویسنده و کارگردان ) -  هنگامه قاضیانی  و امیر حسین آرمان و خاطره اسدی ( بازیگر ) با کارشناسی جبار آذین 


خواننده : ایرج 
شعر : رهی معیری
...................................
آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم 
آن سرو آن سینه وآن بالای رعنا را ببینم 
پیش پای خویش را آسان نمی بینم کجایی 
ای چراغ زندگی ، تا عرش اعلا را ببینم 
با من وحشی نمی دانم چه کردی کین زمان من 
بحر دیدار تو خواهم جمله دنیا را ببینم 
رخصتم ده تا نهان از مردمان آیم به سویت 
وآن اشارت های گرم عشرت افزا را ببینم

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد ....