"گنج های سیرا مادره the treasure of the sierra madre "

 

کانال سینما تحلیل و خبر : "گنج های سیرا مادره the treasure of the sierra madre " ساخته جان هیوستون با بازی همفری بوگارت و والتر هیوستون ( پدر کارگردان ) . برنده اسکار بهترین کارگردانی . فیلم . فیلمنامه اقتباسی . نقش مکمل مرد ( والتر هیوستون که واقعا معرکه است)
@cinemaiihachannel
داستان مردی به نام دابس ( همفری بوگارت ) که آواره است و پول گدایی می کند . در ساختمان سازی استخدام می شود که صاحب کار پولش را نداده و به زورکتک زدن حقش را می گیرد . بلیط بخت آزمایی را که بر خلاف میل خریده بود 200 پزو برنده می شود و به سمت کوهی می روند که سرشار از طلاست ( اشاره ای به نام سیرا مادره نمی شود ) . با پیرمرد با تجربه ای به نام هاوارد ( والتر هیوستون ) اشنا می شوند و به همراهی دوستش به نام کورتین به کشف طلا می پردازند و موفق می شوند مقدار قابل توجهی طلا به دست اورند و در راه برگشت دچار تنش هایی می شوند با بیگانگان و مکزیکی ها و ...
@cinemaiihachannel
هاوارد : ارزش طلا به خاطر کمیاب بودنش نیست . به خاطر زحمتیه که برای پیدا کردنش کشیده می شه
همه هیجان فیلم برای حفظ طلاها به از دست دادن همه دستاوردها منتهی می شود . طلاها در زمین وسیعی پخش شده است و تمامی زحمات شخصیت ها به باد می رود .
هاوارد : شوخی طبیعت با ما بود . طلاها برگشت سر جای خودشون
فیلمی که در زیر مجموعه سینمای وسترن قرار می گیرد ولی شبیه هم گروه های خود نیست . از اولین فیلمهایی که خارج از امریکا ساخته شده . هم شوخ و شنگی دارد و هم تعلیق و هیجان . با فیلم با تجربه ای روبرو هستیم که دائما بیننده را نصیحت می کند و درس زندگی می دهد .
@cinemaiihachannel
فیلم در 1948 ساخته شده و وقایعش مربوط است به 1925 . فیلمی برمبنای رمان بن تراون که نویسنده ای منزوی بود ( اغلب با نام مستعار می نوشته است ) و کسی او را ندیده بود . وقتی نماینده این نویسنده برای معامله نزد جان هیوستون می رود احتمال می دهند خود بن تراون باشد
@cinemaiihachannel
منوچهر اسماعیلی به جای همفری بوگارت صحبت می کند ( حسین عرفانی نقش های قبلی را گفته بود ولی در اینجا نقش بوگارت کم صلابت است ) . به جای هاوارد مرحوم عزت الله مقبلی و به جای کورتین غلامعلی افشاریه زیر نظر امیر زند
@cinemaiihachannel
در صحنه کوتاهی جان هیوستون کارگردان به پیشنهاد بن تراون نقش توریست خارجی پولدار را بازی می کند که این صحنه ها را همفری بوگارت کارگردانی کرد و با اینکه معرفی کننده بوگارت به سینما با شاهین مالت خود جان هیوستون بود ولی در عملیاتی تلافی جویانه به قدری برداشت گرفت تا از خجالت کارگردان در آید
حمید لازمی

حق شده پلشتی. پلشتی شده حق

حمید لازمی : آخرالزمان شده . فاسدان قهرمان می شوند و حقیقت جویان مورد هجمه قرار می گیرند
البته که شیطان سالها تلاش کرده تا ساختار فاسد رو جا بندازه و چشم همه رو عادت داده به فساد و دزدی و رانت خواری.
@cinemaiihachannel
حق شده پلشتی. پلشتی شده حق
فیلم Face Off تداخل حق و باطل رو خیلی خوب نشون داد

در طول تاریخ شاهد بوده ایم که مصلحان محکوم بودند . مورد تعقیب قرار گرفتند یا سر به نیست شدند
از پیغمبران که بزرگتر نداشتیم . با مسیح چه کردند ؟ با محمد چه می خواستند بکنند ؟ با علی چه کردند ؟ با حسین چه ؟ یا این زمانی تر با امیر کبیر و مصدق چه کردند ؟
تاریخ گواه می دهد حق طلبان مورد حمله بوده اند ولی مردم زمانه باور کرده بودند که این قهرمانان اصیل برهم زنندگان نظم امپراتوری اند
@cinemaiihachannel
وقتی در واکنش به افشاگری عصبیت می بینیم یعنی اینکه فساد ریشه دوانده است
متاسفانه سربازان شیطان غالب شده اند
سریال شهرزاد و پشت پرده هایش خیلی چیزها رو ثابت کرد
پس باید پذیرفت جماعت هنرمند که در جبهه فاسدانند ، سیاسیون طبیعتا باید به فسادشون ادامه بدن چون هنرمند پاکی وجود نداره که با ظلمشون بجنگه

آذر شیوا و اعتراضش با آدامس فروشی /عباس بهارلو

 

سینما تحلیل و خبر : وقتی آذر شیوا در آذر 1349 گفت که با یک‌دو فیلمِ متفاوت تحولی در سینمای ایران حاصل نمی‌شود، و سینمایی که بالغ بر سی سال «راه خطا رفته باز هم می‌رود»، و «فیلم‌های مبتذل» باز هم ساخته می‌شوند، و «تماشاگران باز هم به دیدن این خزعبلات می‌روند، و باز هم کف می‌زنند، و باز هم هورا می‌کشند»، بنابراین چاره‌ای نیست جز این که «جلو فیلم‌های مبتذل را بگیریم»، می‌دانست که نمی‌تواند جلو ساخته‌شدن چنین فیلم‌هایی را بگیرد، بنابراین عطای سینما را به لقایش بخشید، چند بسته آدامس دستش گرفت، جلو دانشگاه تهران رفت تا در اعتراضی نمادین نشان بدهد که فروشِ آدامس را به بازی در چنین فیلم‌هایی ترجیح می‌دهد؛ اما کم‌تر کسی به حمایت از او برخاست. 

@cinemaiihachannel
دانش‌جویان، که تحت تأثیر جریان‌های سیاسی بودند، اعتنایی به او نکردند، و نویسندگانِ مجله‌های سینمایی که در «فیلم و هنر» و «ستاره سینما» قلم می‌زدند و تحت تأثیر جریان عمومی سینمای ایران بودند اعتراض او را به دل‌خواه خود پوشش دادند.
فردین بعدها به من گفت: «آذر شیوا در عین حال که زنِ فهمیده‌ای بود و تن به هر کاری نمی‌داد و دوست داشت رُل‌های خوب و سنگین بازی کند گاهی یک مقدار غیرمتعادل بود. با فروشِ آدامس جلو دانشگاه می‌خواست به مسئولان وزارت فرهنگ و هنر دهن‌کجی کند» 
@cinemaiihachannel
و بیضایی در روزهایی که مشغول جمع‌آوری مجموعه گفت‌وگوهای قدیمی آذر شیوا بود، با انتقاد از خود گفت: «نمی‌داند چرا امثال او در آن روزگار از اعتراض آذر شیوا حمایت نکردند.» بیضایی برای جبران این کوتاهی در سال 1375 فیلم‌نامۀ «اعتراض» را دربارۀ آذر شیوا نوشت، و به دست او، که در فرانسه زندگی می‌کرد، رساند. هدف بیضایی جلب نظر آذر شیوا برای بازی در فیلم «اعتراض» بود؛ اما خودش گفته است: «آذر شیوا فیلم‌نامه را نپسندید و حاضر نشد دوباره به سینما بازگردد.» به‌نظر می‌رسد که برای آذر شیوا همه چیز در همان سال‌ها تمام شده بود. 
@cinemaiihachannel
سینما تحلیل و خبر