سینمای مردمی  را غیر مردمی نکنیم


هنر مردمی سینما چند سالی است دوری از مردم برگزیده و سیاست آلودی پیشه کرده و از زمانی که جماعتی غیر سینمایی و بی ملاحظه کمر همت بسته و تاختند و کوبیدند و پر مدعا طلبکار هم شده اند این دوری اش افزون تر شده است . 
سینماگر جسور، فاقد جسارت شد و هم اکنون به حداقل جرات لازمه رسیده و از ترس رویارویی با مردم اکثریت به اقلیت پناه برده است و مخاطب منحصر به خود را که ستایشگر شخصی می تواند نام بگیرد تربیت می کند . 
حال و هوای جشنواره فجر است و چند سالی است سنتی باب می شود که امروزه به اوج رسیده و در صورت ادامه این روند به مرز هشدار می رسد . 
این سنت باب شده که به نظر نگارنده خطرناک است ، اکران های خصوصی است که کارگردانان برای مخاطبان و منتقدین نزدیک به خود برگزار می کنند تا بتوانند حامیان خاص دست و پا کنند . در حالی که کار از دل برآمده و دل نشین ، باید جرات رویارویی با مخاطب اکثریت را داشته باشد 
مسلما راه های دیده شدن اثر هنری زیاد است که به راهکار فوق الذکر که نوعی تربیت مبلغ دروغین است منجر نشود . حتی شاید توجیه این باشد که برای مقابله احتمالی با ممیزی نیروی بازدارنده تربیت می شود . ولی باز اشتباه است . 
این جریان به وجود آمده ی انحصار طلبانه ، در نهایت به سینمای ضد ملی منجر می شود که رضایت گروه کمی را هدف قرار می دهد و از پشتیبانی مردم خود را دور می کند و در نهایت بیماری ریزش مخاطب را بیش از پیش افزون می کند . 
باید به سمتی رویم که همه مخاطبان در یک شان قرار گیرند و قشر بندی و ایجاد طبقات در بین بیننده ها صورت نگیرد و ریشه دوانی در فکر مردم قطع نشود . 
سینما فقط با پذیرش مخاطب انبوه ، پایدار و پر قدرت خواهد بود 
سینما را ، فاقد این قدرت همیشه جاوید نکنید

آرگو

آرگو را دقایقی پیش دیدم و حالا که برنامه هفت آن را سوژه قرار داد خواستم چند جمله ای بنویسم . 

فیلم ضعیف و کم تاثیرگذاری است که از جانب ایرانی جماعت از هر تفکری هم غیر قابل باور می تواند شمرده شود و با دیدگاه سینمایی و غیر سیاسی هم راضی کننده نبوده و در ژانر تریلری که پیش گرفته هم ناموفق است . 
با دیدن این فیلم به یک نتیجه رسیدم . 
هالیوود فقط دروغ پرداز خوبی است . از عهده ساخت و پرداخت حتی یک پلان که ریشه در واقعیت باشد عاجز است . 
آرگو نه برای اپوزیسیون فیلم مورد نظری است و نه برای پوزیسیون ها دشمن خطرناک .


اونقدر که ایران عکاس داره ژاپن دوربین تولید نکرده

نمایی از زم هریر

تو ماشین نشستم دارم میرم سمت تهران!!


راننده یه سی دی گلچین از حبیب و هایده وداریوش تا آرش و لینکین پارک و مایکل گذاشته ... !!
حبیب شروع کرد به خوندن .. سرعت 70کیلومتر !.رفت رو آرش ... سرعت 125 کیلومتر!!
هایده خدا بیامرز شروع شد ... سرعت45کیلومتر!!!

لینکین پارک که شروع شد یهو یه بُکس و باد کرد ، نزدیک بود برم تو شیشه! سرعت 140 کیلومتر!!

داریوش که شروع شد راننده ماشین رو کنار جاده نگه داشت...یه سیگار روشن کرد شروع کرد سيگار کشیدنو رفت تو فکر!بهش گفتم اقا اتفاقی افتاده؟گفت : صدا رو داری جون داداش!! داریوش حیف شد به خدا..!منم نمیدونستم چی بگم!!اهنگ تمام شد!!
الان مایکل داره پخش میشه !!سرعت 240 کیلومتر...پلیس نامحسوس دنبالمونه!!!هلکوپتر هم از از بالا گردو خاک میکنه!!
دوستم تماس گرفته میگه : شبکه 3 دارن پخش زنده نشونمون میدن!!...

خدا خودش به خیر بگذرونه!!فقط امیدوارم اهنگ بعدی مدرن تاکینگ نباشه!



فقط ترکها بخوانند و فقط ترک ها می فهمند و فقط ترک ها از خنده روی زمین ولو خواهند شد 
...............................
محتویات یخچال ترکها:
بیرتاوا سوغان ،سو،بیر قیرمیزسطیل تورشوموش قاتیخ،نئچه بسته خاراب قورص، قیژقیرمیش گارپوز، دوننکی شوربانين سویی،ددنین مصنوعی دیشلری،چینمیش ساقز،معده شربتی، پیس پیس هله قیفیلی دا وار :)) =))))))))))

آقای کیمیایی و جرمی که مرتکب شد

آقای المپیکی


این آمریکایی 90 ساله از سال 1932 غیر از المپیک برلین در همه المپیک‌ها شرکت و مسابقات زیادی را از نزدیک مشاهده کرده است.

در جوانی برای تماشای المپیک هلسینکی در سال 1952ماشین خود را فروخت و 4سال بعد نیز کار عجیب‌تری کرد و ماه عسل خود را یک سال به تاخیر انداخت تا از المپیک 1956ملبورن جا نماند.

او 18 دوره المپیک را به تماشا نشسته و از نزدیک تجربه کرده است و درباره حضور در المپیک ریودو ژانیرو 2016 می‌گوید؛ در سن 90 سالگی نمی‌توان درباره آینده خیلی صحبت کرد.

بیلی وایلدر :  


- حقیقت را نمی توان مستقیم نشان داد باید ابتدا آن را در شکلات فرو ببرید 

- من در کار فیلمنامه 10 فرمان دارم . 9 فرمان این است که خسته کننده نباشید و فرمان آخر این است که حرف آخر فیلم را شما باید بزنید

- از فیلمهایی بیزارم که وقتی نیم ساعتشان را دور بریزی بهتر می شوند

" پرومته " رایدلی اسکات جذاب و هیجان انگیز


جدیدترین اثر رایدلی اسکات که پرومته ( prometheus) نام دارد به قدری زیبا و جذاب و هولناک و عمیق هست که پیشنهاد دیدنش را بدون شرط چاقو بدهم . فیلمی به غایت گرم و خوش ریتم و استادانه از سازنده بیگانه و گلادیاتور و بلید رانر و ... که در اینجا پیش در آمدی شگرف برای سری فیلمهای بیگانه آفریده که مضمونش آفرینش است و راز خلقت بشریت بر روی کره زمین . 
الهام گرفته از فرهنگ و فلسفه یونان که ریشه خلقت را الهه ها می دانند و اینجا الهه آتش که پرومتئوس است که با سفینه ای پا بر زمین گذاشته و با خوردن مایعی مخرب پودر شده و در آب تجزیه می شود و با تبدیلش به گلبول قرمز ریشه خلق جسم انسان را تشکیل می دهد و بعدها در سال 2089 باستان شناسانی ( الیزابت شاو و چارلی هالووی ) به نقاشی روی سنگ های باستانی می رسند که مبدا خلقت بشر را آسمان ها نشان می دهد و این مقوله موجب عزیمت 17 نفر از دانشمندان و فضانواردان به سیاره ای دور دست می شود که پی به راز اجداد خویش و علل آفرینششان ببرند و این سفر به جای کشف به مرگی ترسناک ختم می شود که به دست خالق صورت می گیرد و ...
جلوه های ویژه تکامل یافته و بهینه بهره برده شده با بازی های درخشان مخصوصا از جانب نومی راپاسه ( بازیگر دختری با خالکوبی اژدها) از احسنات فیلم جدید رایدلی اسکات است که پیر تر شدن را به همراه کلینت ایستوود و اسپیلبرگ و .... شاداب تر شدن و شکفتن نبوغ و ظهور لایه های توانمندی های جدید اثبات کرده اند

زندگی خصوصی آقا و خانم م در ارسباران تحلیل می شود


برنامه این هفته باشگاه فیلم ارسباران استثنا روز سه شنبه برگزار خواهد شد . این هفته سه شنبه 26 دی باشگاه فیلم ، جلسه نمایش و نقد و بررسی فیلم " زندگی خصوصی آقا و خانم میم " به کارگردانی سید روح الله حجازی برگزار خواهد شد . 
جلسه نقد و بررسی فیلم با حضور سید روح الله حجازی و حمید فرخ نژاد و مهتاب کرامتی و منتقد میهمان مانی باغبانی برگزار خواهد شد.

داستانی دیگر



یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!!...

از کرخه تا ...

وینستون چطور شد که شد ؟


یک روز آقای وینستون پس از تلاشهای بسیار زیاد خود برای پیدا کردن کار تصمیم میگیرد به کلیسا برود تا در آنجا استخدام شود. او در آنجا میفهمد که کلیسا به یک دربان احتیاج دارد و شرط لازم برای استخدام شدن داشتن سواد است. اما وینستون پیش خود گفت: ولی من که سواد ندارم... هر چه برای استخدام شدن اصرار کرد قبول نکردند و گفتند برای استخدام شدن حتما به داشتن سواد نیاز است. وینستون از این بابت بسیار ناراحت و نا امید شد و چون وضعیت مالی بسیار بدی هم داشت تصمیم گرفت که خودکشی کند. در نزدیکی کلیسا که یک ریل راه آهن قرار داشت خود را رساند و تصمیم گرفت بر روی ریل دراز بکشد تا قطار از روی او عبور کند. اما قبل از اینکه این کار را انجام دهد پیش خود گفت بهتر است قبل از اینکه خودم را بکشم حداقل یک نخ سیگار بکشم. بنابراین تصمیم گرفت که به یک دکه ی سیگار فروشی برود، اما هر چه در آنجا جستجو کرد هیچ دکه ای را پیدا نکرد. 5 کیلومتر از کلیسا دورتر شد...10 کیلومتر از کلیسا دورتر شد...20 کیلومتر از کلیسا دور تر شد اما هر چه گشت هیچ دکه ی سیگار فروشی پیدا نکرد. وینستون پیش خودش گفت: مرد حسابی وقتی اینجا هیچ دکه ی سیگار فروشی وجود نداره و هیچ کسی نمیتواند سیگار بخرد چرا میخواهی خودت را بکشی؟
بنابراین در نزدیکی کلیسا او تصمیم گرفت که یک دکه ی سیگار فروشی باز کند و سیگار بفروشد. خوشبختانه پس از بوجود آوردن دکه ی سیگار فروشی با استقبال مردم رو به رو شد و مردمان زیادی از او سیگار خریدند. وینستون هم فروش بسیار خوبی داشت و از درآمد زیاد و خوب خود بسیار خوشحال شد. بنابراین یک دکه ی سیگار فروشی دیگر در چند کیلومتری دیگر افتتاح کرد و فروشش چند برابر شد. چندین و چند دکه ی دیگر افتتاح کرد تا اینکه پس از گذشت چند سال توانست کارخانه ی "سیگار وینستون" را راه اندازی کند. یک روز برای تقدیر از آقای وینستون مراسمی با شکوه برگزار میشود تا همه برای موفقیت های او تقدیر و تشکر کنند. پس از پایان سخنرانی و تشکر از حضار هنگامیکه وینستون داشت از سکو پایین می آمد پسر بچه ای سمت او آمد و خواست که از او امضا بگیرد. او به پسرچه گفت من سواد ندارم و امضا کردن بلد نیستم، پسربچه گفت: شما که چنین موفقیت عظیمی رو به دست آوردید و صاحب یک کارخانه شدید اگر سواد داشتید دیگر چه میشدید...
وینستون با لبخند به پسربچه گفت: هیچی، میشدم دربان کلیسا!!...

نا امیدان وجودش کتمان نکنند

فیلم انیمیشن brave ( دلیر )


فیلم انیمیشن brave ( دلیر ) جدیدترین محصول پیکسار به دلیل صرفا دنباله روی از اجداد خویش مقهور نمی کند . داستانی بسیار پیش و پا افتاده پیش می کشد و پرداخت نادرست درامی اش شروع جذاب اش را نابود کرده است و فیلمی که با این opening شروع به حرکت می کند به مرور به قهقرا رفته و پس از دو تکه شدن به کلیشه های قابل پیش بینی دست اندازی می کند . داستان دختری شاهزاده است که مثل بقیه دخترها نیست که کار لطیف کند و زیر بار همسر برود و برعکس از کودکی ماجراجویی می کند و کماندار زبر و زرنگ شده است و....
تنها حسن تکنیکی که در فیلم دیده می شود شباهت بیش از حد حالات و ری اکشن های کاراکترها به واقعیت است که کاملا رو به طبیعی و رئال در آمده و به خوبی در چهره و حرکاتشان کار شده است .

و این هم قسمت آخر تام و جری

اسپیلبرگ :

بیشتر مردم فکر می کنند سن و سال تعیین کننده دانش شما نسبت به موضوعی است . این تفکر کاملا اشتباه است چون فکر می کنم شاید 5 سال پیش بیشتر از حالا می دانستم

"بازیگر الملک" در پیش تولید


بازیگر الملک ( مستندی در مورد استاد جمشید مشایخی ) که با روایتی از علی رویین تن به تصویر کشیده خواهد شد مراحل تحقیق و پیش تولید خود را می گذراند . 
برای این منظور چند باری با استاد مشایخی مواجه شده ایم و امروز برای بار چندم خدمت استاد در منزلشان و اینبار علی رویین تن که پیش قدم این جریان است به شخصه حاضر شد تا به لایه های دیگری از شخصیت هنری و شخصی استاد پی ببریم . 
استاد مشایخی گرم و صمیمی تر از آن است که تصورش می کنیم . به نمایندگی از شما دوستان گوش به گفته های استاد مشایخی و گپ و گفت علی رویین تن با ایشان سپردم که تا دیروز فکر می کردم فقط نویسنده و کارگردان تئاتر و سینما است و هم اکنون وی را مسلط به تاریخ سینما و تئاتر و آگاه به جریانهای از دیروز تا امروز دیدم . به حدی که استاد مشایخی هم این آگاهی بیشتر را اعلام کرد و چه بسا این پر باری به سود من شاهد سوم هم بود و در برابر خود تاریخ سینمای ایران مرور کردم و متوجه داستان ها و خاطراتی شدم از دنیای بازیگری دوران سینمایی که در هیچ جای دیگر مکتوبش یافته نمی شود . 
استاد از روابطش با همدوره ها گفت و به اوضاع تئاتر زمان خود رسید و از تجربیات و حال هوای پیرامونش در این سالها گفت و ما نیز ثبت کردیم تصویری از آن را برای گرفتن الهام جهت تبدیلش به تصویر و خیال . فضای دود آلود منزل استاد نتیجه سیگار کشیدن های ممتد رویین تن و استاد مشایخی بود که هر دو از یک مارک سیگار می کشیدند و عشق و علاقه ای که بین این دو وجود داشت به ما هم منتقل می شد . این صمیمت عاشقانه که بین یک کارگردان جوان و بازیگر پیشکسوت دیده شد نوید ساخت محصولی از دل بر آمده می دهد تا که شاید در این هنر زیبای به تلاطم افتاده و حرمت و اعتبار نیاز دار ، قدردانی از بزرگان سنت شود ادامه دار و در این تجربه متفاوت و به گفته سازنده نامتعارف ، به شایستگی از زحمات پیشکسوت بازیگری استاد جمشید مشایخی تجلیل شود و مردمان خاطره دار از این خاطره ساز مردمی شاهد اثری ماندگار شوند

28 دختر


28 دختر جوان اسکاتلندی با قرار دادن خود در داخل یک خودروی مینی بی ام دبیلو به شکل دسته جمعی رکورد جدیدی را در این زمینه به دست آوردند.

سال گذشته نام ۲۷ نفر در کتاب گینس به دلیل جای گرفتن همزمان آنها در داخل این خودرو به ثبت رسیده است.

اما در سال جاری با افزایش تعداد خود در داخل این خودرو و استفاده از سانتیمترها فضای خالی در داخل این خودرو، رکورد قبلی را شکاندند.

اما در سال جاری با افزایش تعداد خود در داخل این خودرو و استفاده از سانتیمترها فضای خالی در داخل این خودرو، رکورد قبلی را شکاندند.

آنها که جرم دارند می آیند

دو تئاتر در یک روز و اما ترن


تئاتر زیاد ندیدم و انقدر سینما گسترده و فتح نشدنی هست که همین دنیای تصویر را هم بفهمیم شاهکار کرده ایم . ولی خب هدف چون شنا کردن در اقیانوس هنر نمایش است باید تئاتر دیدنم را هم افزایش دهم و این دنیا را هم درک کنم که در آینده کاری ام به کارم آید . 
جایتان خالی پنجشنبه با دوستم در این هوای آلوده و البته روز تعطیلی اربعین دو تئاتر دیدیم . یکی "روایتی شخصی از یک تاریخ" کاری از گروه تئاتر دازاین در تالار مولوی که کاری با زبان و لهجه کازرونی بود در مورد مقاومت ناصر دیوان کازرونی در برابر قوای انگلیسی و دیگری تئاتر "ترن" کار نیما دهقان با نوشته حمید رضا آذرنگ در تئاتر شهر که در آن حسین پاکدل و امیر جعفری و سحر دولتشاهی و مهراوه شریفی نیا و سیروس همتی و سینا رازانی و علی سلیمانی و ... ایفای نقش کرده اند . کاری اجتماعی که زیر مجموعه ای از ژانر دفاع مقدس قرار می گرفت . در مورد 7 شهید که با مختاری نویسنده ( حسین پاکدل ) به زمین فرود می ایند و داستان زندگی در حال گذرشان دیده می شود که البته با دیدن نام ریما رامین فر در بروشور ها و ندیدن ایشان روی صحنه پی به حذف اپیزود این بانوی بازیگر بردیم و در طول نمایش از سوختن نقش هم شنیدیم که با ممیزی برخورد داشتن این تئاتر را گویا بود . 
کار زیبایی بود و بازهای خوبی را شاهد بودیم . مخصوصا اپیزود امیر جعفری پا قطع شده جانباز با زنش سحر دولتشاهی که بار احساسی فراوانی هم داشت و با اجرای امیر جعفری تکان دهنده هم بود و اپیزود کمیک سیروس همتی و سینا رازانی که برای دفن شهدای گمنام به بالای کوهی می روند که عده ای سوء استفاده گر و رانت خوار تدارکش را می چینند . ببینید که فکر کنم روزهای آخر اجرایش می باشد .

چند تاییاش



امروز بعد از ۳ ماه ورزش و رژیم، واستادم جلوی شوهرم که هیکلم رو ببینه
برگشته میگه: حالا دیگه فقط اخلاقت گ..هه !
…………………………………
اصلی ترین وظیفه‌ی هواکش توالت تولید صداست
برای آرامش خاطر شخص مشغول در محل
و همچنین سایر وابستگان در خارج
بو همش بهانه‌ست !!
………………………………………
موبایل داداشمو دزدیدن ولی نمیره شکایت کنه دلیلشم اینه :
اگه با دزده روبرو بشم و مسیجامو خونده باشه
آبروم میره نمیتونم تو چشماش نگاه کنم !!!
…………………………….
من یکی که مشکل مالی ندارم
چون اصلا مالی ندارم که بخوام مشکلشو داشته باشم!
……………………………………………………………….
به غضنفر می گن با جوجه و خر جمله بساز : می گه جوجه خیلی خر است
..........................
دوستی می گفت : تو خیابون داشتم با موبایلم حرف میزدم
طرف تلفن خونه رو خواست منم دادمو گفتم: یه ساعت دیگه میرسم خونم زنگ بزن .
یه ساعت بعد یه دختره زنگ زده : آقا شما به من شماره دادین!
با تعجب گفتم : مـــن ؟؟؟ کِی ؟؟؟ کجا ؟؟؟
میگه : وااااااااا ! فلان جا داشتین الکی با موبایل حرف میزدین مگه به من شماره نمیدادین ؟؟؟!!!

طولانی ترین اسم



مدیر اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور گفت:ˈمحمدی ˈبا ۷۲۳ هزار و ۱۶۶ عنوان بیشترین نام خانوادگی بین ایرانیان است.
ˈمحسن کرمˈ افزود: حسینی با ۴۹۶ هزار و ۵۹۳ عنوان و احمدی با ۴۶۷ هزار و ۷۲۵ نیز دارای بیشترین نام خانوادگی ایرانیان است.
وی اظهار داشت :نام های خانوادگی ترکیبی از جمله میرمحمدی و پورمحمدی نیز در کشور فراوانی بسیار دارد و در عین حال فراوانی برخی نام های خانوادگی در استانها نیز متفاوت است.
کرمی تصریح کرد: به عنوان مثال نام خانوادگی گودرزی در استان لرستان، در استان فارس نام خانوادگی زارع،در استان کرمان سالاری و دراستان مازندران نام خانوادگی حسینی بیشترین فراوانی را دارد.
این مقام مسوول در سازمان ثبت احوال کشور با اشاره به طولانی ترین نام خانوادگی، گفت :نام خانوادگی طولانی بدوالصدور زیاد داشتیم که طولانی ترین آن ۳۵ کاراکتر(حرف) دارد و یک نمونه از آن (آقا میرزا محمدعلی شیرازی) است که تمامی الفاظ آن نام خانوادگی یک فرد ایرانی بوده است


دختره به پسره می گه:
برو يه نوشيدني واسم بگير
پسره: كولا يا پپسي
دختره: كولا
پسره: دايت يا عادي
دختره: دايت
پسره: قوطي يا شيشة
دختره: قوطي
پسره: كوچك يا بزرگ
دختره: اصلا نميخام .. واسم اب بيار
پسره: معدني يا لوله كشي
دختره: اب معدني
پسره: سرد يا گرم
دختره: ميزنمتـــــــــا
پسره: با چوب يا دمباي
دختره: حيووووووووووووووون
پسره: خر يا سك
دختره: گمشو از جلو چشام
پسره: پياده يا با دو
دختره: با هرچي بــــــرو فقط نبينمت
پسره: باهام مياي يا تنها برم
دختره: ميام ميكوشمــــــــت
پسره: با چاقو يا ساطور
دختره: ساطـــــــــور
پسره: قربانيم ميكني يا تيكه تيكه
دختره: خـــــدا لعنتت كنه .. قلبم وايساد
پسره: ببرمت دكتر يا دكترو بيارم اينجا

دختره مُــــرد!

علي رويين تن: آيين چراغ را براي مرحوم علي حاتمي خواهم ساخت


علي روئين تن در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران گفت: در حال حاضر در حال ساخت فيلمي تحت عنوان بازيگر الملك براي بزرگداشت جمشيد مشايخي هستيم. وي افزود: در اين اثر از او به عنوان يكي از مفاخر كشور و به عنوان يكي از مردمي ترين چهره سينما ياد مي شود. كار تحقيقي، پژوهش و فيلمنامه اي اين اثر پايان يافته و فيلم برداري آن 10 روز ديگر با تصويربرداري عليرضا زرين دست كليد مي خورد و تا 3 و 4 ماه آينده به عنوان فيلم مستند سينمايي اكران مي شود اما قسمت هايي از اين فيلم در جشنواره فيلم فجر به عنوان يادمان او ثبت مي شود. وي عنوان كرد: اين كار در اصل در مورد زندگي مشايخي براساس تفكر عوام نيست بلكه بيشتر حضور هنري و بازيگري اوست. اين بازيگر از ابتدا تا انتهاي اين اثر حضور دارد اما اين حضور تنها 7 يا 8 دقيقه است. اين كارگردان اظهار داشت: هنوز بازيگران اين اثر را مشخص نكرده ام اما لوكيشن هاي متعدد اين فيلم در جاي جاي تهران است كه برخي مكان ها را بازي مي‌كنيم اما به طور كلي در اين اثر اظهار اراداتي زيادي به اين بازيگر مي شود و بزرگداشت جمشيد مشايخي را به روح بلند علي حاتمي تقديم مي‌شود. اثر بعدي علي روين تن آيين چراغ در خصوص زندگي علي حاتمي خواهد بود.



امروز بعد از ۳ ماه ورزش و رژیم، واستادم جلوی شوهرم که هیکلم رو ببینه
برگشته میگه: حالا دیگه فقط اخلاقت گ..هه !
…………………………………
اصلی ترین وظیفه‌ی هواکش توالت تولید صداست
برای آرامش خاطر شخص مشغول در محل
و همچنین سایر وابستگان در خارج
بو همش بهانه‌ست !!
………………………………………
موبایل داداشمو دزدیدن ولی نمیره شکایت کنه دلیلشم اینه :
اگه با دزده روبرو بشم و مسیجامو خونده باشه
آبروم میره نمیتونم تو چشماش نگاه کنم !!!
…………………………….
من یکی که مشکل مالی ندارم
چون اصلا مالی ندارم که بخوام مشکلشو داشته باشم!
……………………………………………………………….
به غضنفر می گن با جوجه و خر جمله بساز : می گه جوجه خیلی خر است
..........................
دوستی می گفت : تو خیابون داشتم با موبایلم حرف میزدم
طرف تلفن خونه رو خواست منم دادمو گفتم: یه ساعت دیگه میرسم خونم زنگ بزن .
یه ساعت بعد یه دختره زنگ زده : آقا شما به من شماره دادین!
با تعجب گفتم : مـــن ؟؟؟ کِی ؟؟؟ کجا ؟؟؟
میگه : وااااااااا ! فلان جا داشتین الکی با موبایل حرف میزدین مگه به من شماره نمیدادین ؟؟؟!!!

طولانی ترین نام خانوادگی



مدیر اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور گفت:ˈمحمدی ˈبا ۷۲۳ هزار و ۱۶۶ عنوان بیشترین نام خانوادگی بین ایرانیان است.
ˈمحسن کرمˈ افزود: حسینی با ۴۹۶ هزار و ۵۹۳ عنوان و احمدی با ۴۶۷ هزار و ۷۲۵ نیز دارای بیشترین نام خانوادگی ایرانیان است.
وی اظهار داشت :نام های خانوادگی ترکیبی از جمله میرمحمدی و پورمحمدی نیز در کشور فراوانی بسیار دارد و در عین حال فراوانی برخی نام های خانوادگی در استانها نیز متفاوت است.
کرمی تصریح کرد: به عنوان مثال نام خانوادگی گودرزی در استان لرستان، در استان فارس نام خانوادگی زارع،در استان کرمان سالاری و دراستان مازندران نام خانوادگی حسینی بیشترین فراوانی را دارد.
این مقام مسوول در سازمان ثبت احوال کشور با اشاره به طولانی ترین نام خانوادگی، گفت :نام خانوادگی طولانی بدوالصدور زیاد داشتیم که طولانی ترین آن ۳۵ کاراکتر(حرف) دارد و یک نمونه از آن (آقا میرزا محمدعلی شیرازی) است که تمامی الفاظ آن نام خانوادگی یک فرد ایرانی بوده است