استیو جابز 18


به گفتهٔ اریک هسلدال از مجلهٔ بلومبرگ بیزینس‌ویک، «جابز در مقایسه با بیل گیتس، آنچنان در مورد همکاری در زمینهٔ امور بشردوستانه شناخته شده نیست.» با این حال جابز در سال ۱۹۸۵ میلادی گفت که «امور بشردوستانه را به شکل پنهانی انجام می‌دهد.»
پس از بازگشت جابز به اپل به‌عنوان مدیرعامل در سال ۱۹۹۷، او تمام برنامه‌های بشردوستانه را در ابتدا حذف کرد.
به گفته برخی دوستان او به نیویورک تایمز، جابز حس می‌کرد که می‌تواند توسعهٔ بهتر اپل را انجام دهد تا این که به امور خیریه کمک مالی کند. بعدها تحت مدیریت جابز، اپل عضو طرح محصول قرمز (تولید نسخه‌های قرمز از دستگاه‌ها، تا بخشی از سود حاصل از فروش آن‌ها به امور مبارزه با ایدز در آفریقا اختصاص یابد ) شد.
اپل با این اقدام، بزرگ‌ترین شریک خیریه از ابتدای این حرکت می‌شد. بونو، یکی از مؤسسین طرح محصول قرمز، پس از دفاع از عملکرد جابز و همسرش در امور خیریه، از قول جابز گفت: هیچ شانسی بزرگ‌تر از این نیست که زندگی انسان‌ها را نجات داد.
@cinemaiihachannel
پیشنهادی داده شد که جابز با باراک اوباما دیداری داشته باشد ( 2010) ولی جابز نمی پذیرفت .
جابز : نمی خواهم مثل یک آدم معمولی که ملاقات با اوباما را افتخار می داند در فهرست انتظار باشم و تحقیر شوم
دوستش پاول : اوباما مشتاق ملاقات با توست
جابز : اگر واقعا مشتاق است خودش زنگ بزند
و نهایتا تسلیم شد و ملاقات ترتیب داده شد که 45 دقیقه به طول انجامید
@cinemaiihachannel
جابز به اوباما : شما فقط برای یک دوره انتخاب شده اید . چرا آمریکا پیشرو بودنش را از دست داده است ؟ نظام آموزشی قدیمی است و فلج شده است . با معلمان باید مانند صاحبان مشاغل صحبت شود نه کارگران صنایع تولیدی
و از کمبود مهندسین نرم‌افزار شکایت کرد. یشنهاد کرد که باید به هر دانشجوی خارجی که مدرک مهندسی در ایالات متحده آمریکا دریافت می‌کند، گرین کارت داده شود.
او برای نظام آموزشی فکر های بزرگی را در سر داشت. مثلا معتقد بود که کاغذ حذف شود و سیستم کامپیوتری در کلاس ها جاری شود
جابز گفت: «رییس جمهور بسیار باهوش است، با این حال او در مورد این که چرا کارها به درستی انجام نمی‌شود دلیل می‌آورد، این مرا عصبانی می‌کند.»
@cinemaiihachannel
دوست داشت در جلسه آخر هیئت مدیره شرکت کند. با ویلچر در جلسه شرکت کرد و مدیریت را به تیم کوک داد.
جابز : همیشه گفته بودم وقتی روزی برسد که احساس کنم دیگر نمی توانم و وظایف و انتظاراتی که از مدیرعامل شرکت انتظار می رود برآورده کنم نخستین کسی خواهم بود که این موضوع را به اطلاع می رسانم و بدبختانه آن روز فرا رسیده است
شخصیت جابز شور و هیجان و کمال گرایی و طبع هنرمندانه و وسواس در نظارت را یکجا داشت.
@cinemaiihachannel
استیو جابز بزرگترین مدیر اجرایی دوران ما محسوب می شود و یادش چند قرن خواهد ماند و تاریخ نام او را در کنار ادیسون و فورد قرار خواهد داد
جابز : اعتقادم به خدا 50/50 است. بیشتر زندگی ام را اعتقاد داشته ام که می باید چیزی بیش از زندگانی که به چشم می آید وجود داشته باشد. اعتقاد دارم وقتی انسان می میرد چیزی بر جای می ماند. باور نکردنی است که تمام این تجربه ها را از سر بگذرانید و اندکی خرد به دست آورید و همه چیز نابود شود
بنابراین شعور و آگاهی شما بر جای خواهد ماند ولی از طرفی ممکن است مانند کلید خاموش و روشن باشیم . شاید به همین دلیل بود که کلیدی خاموش برای دستگاه های اپل تعبیه نکردم
@cinemaiihachannel
کانال سینما تحلیل و خبر

تولد کلینت ایستوود  و تک تیر انداز

 

 

کانال سینما تحلیل و خبر : امروز تولد 86 سالگی کلینت ایستوود است. فیلمساز - بازیگر غنی شده ای که هنوز هم سر زنده است و فیلم می سازد 

به این مناسبت نگاهی کوتاه به فیلم اخیرش تک تیرانداز می کنیم
داستان تک تیر اندازی امریکایی با نام کریس کایل که شهرتش را از کشتن 160 انسان در عراق دارد و کتابی به قلم خودش هم نوشته و چاپ کرده و جزو پرفروش ترین ها بود .
@cinemaiihachannel
ابتدا استیون اسپیلبرگ قصد ساخت آن را داشت ولی نهایتا به دست ایستوود می رسد
ایستوود : خبرش را شنیده بودم که اسپیلبرگ می خواهد آن را بسازد ولی روزی از استودیو به من زنگ زدند و از من خواستند کارگردانی این فیلم را به عهده بگیرم. گفتم : مگه قرار نبود اسپیلبرگ بسازه ؟ گفتند : اون منتفی شد
با استیون تماس گفتم و به او گفتم باز هم غذا های اضافی تو را می خورم
@cinemaiihachannel
البته که فیلمی تبلیغاتی است و نژاد پرستانه و اندکی عمق برای مردم بومی عراقی قائل نشده و ما قرار است در طول فیلم پی به قهرمانی این فرد ببریم که برای کشورش می کشد و به هیچ جنبنده ای که در مقابل است رحم نمی کند
طبق اطلاعاتی که فیلم به ما می دهد کریس کایل وقتی حادثه 11 سپتامبر را می بیند غیرتی شده و به عراق اعزام می شود تا انتقام کشورش را بگیرد
حیات امریکا به داشتن دشمن مبتنی است. تهدید را به فرصت تبدیل می کنند برای حفظ امنیت. این همه جنگ و خونریزی برای دکترین امنیتی شان است. جان اف کندی به جرم مخالفت با تابوی دشمن سازی کمونیسم ترور شد.
@cinemaiihachannel
کریس کایل نمادی از امریکاست .
دکتر : از 1600 شلیک موفقی که داشتی تا حالا شده احساس پشیمونی کنی ؟
کریس : من فقط از افرادم محافظت می کردم. اونها سعی داشتن سربازای ما رو بکشن و من حاضرم جلوی خالقم بایستم و جواب هر شلیکی رو که کردم پس بدم. چیزی که دائم اذیتم می کنه همه اون ادمایی هستن که نتونستم نجات بدم
ایستوود البته جزو مکتب نیویورکی هاست ( فیلمسازان و نویسندگان منتقد وضعیت اجتماعی ) مثل دنیرو . جک نیکلسون و...
و البته ایستوود مخالف خوان نیست. همیشه حامی دولت و جمهوری خواهان بوده است ( دولتی بوده است )
@cinemaiihachannel
در فیلم دوسویه اش پرچم پدران ما و نامه ای از ایوجیما که به سفارش اسپیلبرگ ساخت نگاه انسان دوستان دو طرفه ای دارد و عدالت را در روایت جنگ امریکا و ژاپن نشان می دهد
ولی در فیلم تک تیر انداز شاهد تغییر موضعیم که طرف مقابل را موجوداتی برای کشته شدن نشان می دهد
البته خودش معتقد است : من ضد جنگ هستم و خواستم در این فیلم نشان دهم که کریس کایل از کرده اش پشیمان است
@cinemaiihachannel
کانال سینما تحلیل و خبر

جشنواره کن صهیونیستی است ولی جایزه فرهادی عزت مندانه است

کانال سینما تحلیل و خبر :  جشنواره کن صهیونیستی است. به قول بهروز افخمی مربوط به دگر باش ها هم هست. سینمای اروپا به نهیلیسم و پوچی گرایش دارد. سعی می کند جبهه ای مقابل سینمای امریکا ایجاد کند. سینمای ما بیشتر به سینمای امریکا گرایش دارد و مردم ایران هم هالیوود پسند تر هستند. چون سینمای امریکا ارمانی تر و مذهبی تر است و با فرهنگ عموم مردم ما هم خوانی بیشتری دارد
@cinemaiihachannel
در اینکه این جوایز می تواند منحرف کننده باشد شکی نیست. مثلا نتیجه اش این می شود که فیلمهای فرهادی گونه بیشتر می شود و شاهدیم که تقریبا شده و ژانر ها از بین می روند.
دولت یازدهم بر خلاف انچه که می گوید در پی رابطه با امریکا است و طرفدارانش هم تصورات خاصی از آزادی بعد از برجام داشتند و دارند و اصلا فکر نمی کنند که امریکا ابر قدرتی اش را از از قدرت مالی و نظامی و علمی و صنعتی اش دارد و اگر سیستم امریکایی در ایران راه بیافتد یک کدام سینه چاکان تحمل زندگی آنگونه ندارند
در سینما برعکس است . حجت الله ایوبی نماینده فرهنگی در فرانسه بوده و تلاش می کند سینمای ایران را فرانسوی کند . از افتتاح گروه هنر و تجربه تا تشکیل مدرسه سینمایی و ..
@cinemaiihachannel
ولی جایزه اصغر فرهادی به هزارو یک دلیل خوشحال کننده است .
قصه دارند و تلاش می کند فیلمنامه بنویسد و بیننده را به چالش بکشد و از احساسات گرایی هم دریغ نمی کند. به طور نمونه صحنه شستن پدر در حمام ( جدایی نادر از سیمین ) و این بر خلاف سیستم سینمای موج نوی فرانسه است که یکی از دستوراتش دوری از احساس گرایی و قصه است. به این دلیل سینمای فرهادی امریکایی تراست
فیلمهای فرهادی مخاطب داخلی هم دارند. از رقص در غبار تا شهر زیبا تا چهار شنبه سوری تا درباره الی و جدایی و گذشته و قاعدتا فروشنده در ارشیو علاقه مندان سینما هست و خانواده ها هم با انها ارتباط بر قرار کرده اند و فروش های خوب اکران هم داشته اند. چهارشنبه سوری در اسفندماه که ماه مرده اکران است به نمایش در امد و فروش قابل ملاحظه ای داشت. درباره الی به دوران بحران 88 برخورد ولی جدایی در رقابت با اخراجی ها 3 فروش خوبی کرد و لزوما هم جو گیرانه نبود. نقد بر فیلمها وارد است ولی اصلا قابل مقایسه با اثار دیگر جشنواره ای سازان نیستند که معمولا نمایش هم ندارند
@cinemaiihachannel
جوایزی که اصغر فرهادی از کن و اسکار و برلین می گیرد عزت مندانه است. یعنی به هر دلیلی که فکرش را بکنید این فرهادی است که آنها را در زمین خودش بازی می دهد و انها با دادن جایزه فکر می کنند با نظام جمهوری اسلامی مبارزه می کنند (صرفا هم سیاسی نیستند ) ولی این فرهادی است که با آنها مبارزه می کند. صرفا به چند مصاحبه ایشان و موضع گیری هایش نباید اکتفا کرد. فرهادی با فیلمهایش موضع خود را نسبت به اجتماع و ایران نشان می دهد که اصول را رعایت می کند.
در قبال فیلمساز فقط باید فیلمهایش بررسی شود. فیلمهای اصغر فرهادی در انالیز جزئی درام اثارش به هیچ وجه در ورطه سطحی نگری های روشنفکرانه نمی رود. دنیای سینمای فرهادی یک دنیای منحصر به فرد است که البته کلیشه هم شده است ولی تا الان که تازگی داشته است. به این جو راه انداختن های طرفداران غیر سینمایی توجه نکنید. اصغر فرهادی به خوبی در حال مدیریت کردن حواشی خویش می باشد. هر کس جای او بود تا همینک ده ها بار زندگی در خارج از کشور را برگزیده بود. همه امکانات هم برایش فراهم است
@cinemaiihachannel
اصغر فرهادی کاملا هوشمندانه با جشنواره ها برخورد می کند. ما وقتی مواجه می شویم که در جشنواره ای برای جعفر پناهی صندلی خالی در نظر می گیرند و برای مزخرفترین فیلمی که ساخته جایزه می دهند آن را باید نقد کنیم و آن جایزه مسلما سیاسی است. در ضمن همان جعفر پناهی هم اکنون ازاد است و با وجود ممنوع الکاری اخرین فیلمش با نام تاکسی را در همین خیابان های تهران ساخت و ارائه داد و جایزه اش را هم گرفت.
نباید برای فیلمی که اصلا وارد حواشی نمی شود حاشیه سازی کرد و به هیچ وجه تخریب این گونه اثار که سازنده اش هوشمندانه فعالیت می کند به نفع مخالفان فرهادی نیست چون نهایتا خودشان تخریب می شوند.
معضلاتی که امروزه جامعه ایران را تهدید می کند بسیار مهم تر از فیلمی سینمایی است که در بهترین حالت هم قدرت تخریبی خاصی ندارد و صرفا فیلم محسوب می شود
@cinemaiihachannel
کانال سینما تحلیل و خبر

دیالوگی از فیلم گوزنها:

سید(بهروز وثوقی):اصغر آقا بهم برس غلامتم نوکرتم..حالم خوب نیس...به قرآن دیگه واسم جون نمونده...نگاه دستم به مغزم نمیرسه...اصغر آقا فاطی بیرونه..اگه دست خالی برم ..اگ خمار برم امیدشو ازم میبره..
اخه لامصب تو لشم کردی..حالام ازت چیزی نمیخوام..به نفس علی کسی بهم نه نمیتونست بگه...گُنده تر از تو رو برا خِشتَکم می چزوندم..نگا ازم چی مونده???بزنه کمرت اون نمازت
اصغر در حال کتک زدن سید(بهروز وثوق):تو اون روحت...زپرتی دیوس من دَرِ خشتک تو بودم..
سید(بهروز وثوقی):دستت رو من بلندنشه...من میگم نوکرتم..چاکرتم..گفتم غلومتم..خاک زیر پات...دِ بسه دگ...جون بچت جون زنت...تو رو خونِ حسین

خلاصه ای از صحبت های پیتر جکسون در یکی از مصاحبه هایش

کانال سینما تحلیل و خبر : 
@cinemaiihachannel
در نیوزلند بزرگ شدم. هیچ دوره ای برای فیلمسازی ندیدم. در دهکده ای به نام پوکروآ زندگی کردم. 40 کیلومتر از شمال ولینگتون پایتخت نیوزلند فاصله دارد.
با سریال های انگلیسی عجین بودم چون سینما ها دور بودند بالاجبار با تلویزیون همراهی می کردم. کینگ کنگ را هم در دوران کودکی از تلویزیون دیدم
از طریق پست نمونه فیلم های 8 میلیمتری سفارش می دادم و 6 ماه صبر می کردم تا به دستم برسد تماشا کنم. بسته های پستی از دریا می رسید. مسیر هوایی نداشتیم
@cinemaiihachannel
به دلیل دوری از امکانات فرهنگی در نیوزلند هست که می گوید خودت آستین ها را بالا بزن و اقدام کن
در دهه 80 مجله ای چاپ می شد به نام سینه مجیک که در مورد فیلمسازی خانگی آموزش هایی می داد و پر از فیلمهای هیولایی و پر از جلوه های ویژه بود که هر شماره آن را با ولع می خواندم
در یکی از شماره ها طریقه ساخت استدی کم یاد داده بود که یک نمونه خودم ساختم. آن زمان اولین فیلمم بدمزه را می ساختم (1987). بد مزه را در دوره ای 4 ساله ساختم. هزینه ای که صرف می کردم کم بود و فیلمنامه ای هم نداشتیم
فیلمسازی در حالت مستقل اینطور هست که اگر کسی هم پول بدهد دخالتی نمی کند و تو کار خودت را انجام می دهی ولی در هالیوود پول و امکانات می دهند در عوض کاملا کنترل می کنند
@cinemaiihachannel
اهل کامپیوتر نیستم و حتی به زور از ایمیل استفاده می کنم ولی عاشق جلوه های ویژه هستم
وقتی سرگرم کار بر روی فیلم موجودات بهشتی بودم ترمیناتور 2 تازه آمده بود و چیزی به اکران پارک ژوراسیک نمانده بود
سخت ترین کارم خلق شخصیت گالوم برای ارباب حلقه ها بود. ریسک کردیم. فیلمبرداری شد به امید خلق این شخصیت تماما کامپیوتری که خوشبختانه موفق شدیم و اگر نمی شدیم اتفاقات ناگواری می افتاد (شرکت خود پیتر جکسون در امور جلوه های بصری = وتا دیجیتال )
@cinemaiihachannel
بعد از موفقیت ارباب حلقه ها برای بازسازی کینگ کنگ سراغم آمدند. نمی توانستم جواب منفی بدهم. رویای کودکی ام بود. یکبار در 11 سالگی 30 ثانیه از فیلم کینگ کنگ را به سبک عروسکی - استاپ موشن درست کرده بودم
با بلاک باستر ها معمولا مخالفم چون شخصیت پردازی را از یاد می برند. به نظرم باید طوری فیلم ساخت که تماشاگر خودش را درون آن فیلم حس کند و این هدف نهایی سینما است
@cinemaiihachannel
کانال سینما تحلیل و خبر

داستان فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی به نقل از ورایتی


ظاهراً آپارتمانی در تهران در حال فرو ریختن است و ساکنان آن از جمله زوج متاهلی که شخصیت‌های اصلی داستان‌اند، عماد (شهاب حسینی) و رعنا (ترانه علیدوستی)، برای نجات جان خود با عجله در حال فرار از خانه‌اند. در پایان خانه سر جایش ثابت می‌ماند، با ترکی عمیق بر روی دیوار که منجر به نشت گاز می‌شود. عماد و رعنا مجبور می‌شوند که خانه‌ی تازه‌ای پیدا کنند. آنها سریعاً می‌روند به واحد بزرگ ولی قدیمی خانه‌ای که در نزدیکی همان‌جا واقع است. اما ظاهراً ردپای ناخوشایندی از گذشته‌ی خانه هنوز باقی مانده. مستأجر قبلی نیمی از اثاثش را جا گذاشته و حاضر نشده که برای بردنشان بیاید. وقتی که علتش را می‌پرسند، در جواب معلوم می‌شود خانم مستأجر، آن طوری که در بیان مردم تهران رایج است، با مردهای زیادی پریده، به بیان دیگر روسپی بوده. نق نق‌ها شروع می‌شود و بعد از آن اتفاقی می‌افتد که سبب نادیده گرفتن موضوعی سیاه‌تر می‌شود. رعنا در خانه تنها است و می‌شنود که کسی وارد خانه شده. به تصور این که عماد است شروع می‌کند به حرف زدن، اما عمادی در کار نیست.
@cinemaiihachannel
شب همان روز عماد به خانه برمی‌گردد و وقتی که از پله‌ها بالا می‌رود، ردپای خونی در راه‌پله‌ها به چشمش می‌خورد و همسرش را در حالی می‌بیند که وقتی زیر دوش بوده، توسط کسی که وارد خانه شده به سرش ضربه خورده. در بیمارستان سرش را بخیه می‌زنند و معلوم می‌شود که مشکل جشمی خاصی ندارد. به غیر از این که اوضاع کلاً خوب نیست. چنین اتفاقاتی پیش می‌آید و آدم‌های خوب در شهرهای بزرگ ممکن است که مورد حمله قرار بگیرند. اما آنچه که بر سر رعنا آمده، خوبی ذاتی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رعنا وحشت کرده…حالت تدافعی هم بهش دست داده. از عماد که معلم ادبیات دبیرستان است می‌خواهد تا کارش را رها کند و در خانه پیشش بماند… اما از طرف دیگر هم می‌خواهد که تنها باشد. رعنا مجموعه‌ای از تنش‌ها و فراتر از آن مجموعه‌ی تناقضات است. از سر تنش و استرس شروع می‌کند به پرخوری. عماد در قالب جوانمردی تمام عیار ظاهر می‌شود که فقط به دنبال آرامش و حمایت از همسرش است. اما اوضاع وقتی به هم می‌ریزد که احساسات زنانه‌ی غیرمنطقی رعنا این اجازه را به او نمی‌دهد و عماد هم طاقتش تمام می‌شود.

اصغر فرهادی وقتی در سینمای جوان اصفهان بود

این عکس زیر خاکی اولین بار به عنوان واسطه اول از طریق کانال سینما تحلیل و خبر بنده در محیط مجازی گذاشته شد 

باقی کانال ها با برش زدن به عکس این عکس را به اسم خودشان کار کردند 

باز اصغر فرهادی جایزه گرفت و به تعداد کارشناسان سینما افزوده شد

کانال سینما تحلیل و خبر : حمید لازمی 
@cinemaiihachannel
این طور که از جمع بندی نظرات در فضای مجازی شاهدیم انواعی دارد که بررسی آن خالی از لطف نیست
برخی کارشان از افتخار کردن گذشته و گویا جایزه کن را خودشان گرفته اند و از اصغر فرهادی هم خوشحال ترند .
برخی ژست نوستر آداموس گونه می گیرند و همه این جوایز را پیش بینی خود قلمداد می کنند : من می دونستم فرهادی جایزه رو می گیره .
برخی صرفا جایزه فرهادی را شنیده است و ابراز خوشحالی می کند و از شادی دیگران شاد هستند و البته انسان های شریفی اند
یک سری از دیدگاه سیاسی وارد عمل می شن. این گروه بیشتر هستند. یعنی برنده شدن فرهادی را نشانه پیروزی روشنفکرین بر حکومت می دانند. یعنی اگر اصغر فرهادی با همین افتخارات سال بعد مسلکی غیر از الان پیش گرفت برخورد ها با وی متفاوت خواهد بود. این دوستان جایزه گرفتن فرهادی را مثل چکش برسر دلواپسان و صدا و سیما . ده نمکی و بهروز افخمی و فراستی و حمید رسایی و کوچک زاده و رجا نیوز و فارس و .. می کوبند. ( بهانه ای برای فحاشی به مخالفان و دشمن فرضی )
البته عده قلیلی هم هستند که اشاره می کنند این جایزه از دستاوردهای پسا برجام هست ( به یاد ندارند که قبل از برجام اسکار گرفته ایم )
@cinemaiihachannel
یک سری از این جریان هم که سینمایی اند ولی سلیقه شان سینمای اروپایی و هنری هست و فارغ از سیاست اتفاقا کاملا سینمایی بحث می کنند. این افراد سلیقه شان ایجاب می کند که حامی فیلمهای فرهادی باشند و به کل در جبهه مقابل سینمای هالیوود می باشند. این جایزه ها برای این بخش از خوشحال ها امیدوار کننده است. چون خودشان در اینده همین نوع سینما را دنبال می کنند و مجله فیلم و خیلی از منتقدین روشنفکر و روشنفکر نما هم پیگیر این سینما هستند
به شخصه جزو علاقه مندان سینمای هالیوودی هستم. سینمای فرهادی را در راستای سلیقه ام نمی دانم . دنبال می کنم ولی برایم الگو نیست. سینمای فرهادی فیلم های خوب هستند و دنبالشان هم می کنم و مخصوصا درباره الی را هم خیلی دوست دارم و بارها به تماشایش نشسته ام ولی شکوه و عظمت سینمای دلخواهم همچون فیلمهای اسپیلبرگ و جیمز کامرون و اسکورسیزی و استنلی کوبریک و ... را ندارد.
همین جشنواره کن رییس هیئت داوران خود را از سینماگران هالیوودی انتخاب می کند و وجه معتبر تری به داوری می دهد .
مثلا امسال جرج میلر بود که مدمکس را ساخته است .
( سالهای قبل اسپیلبرگ . برادران کوئن . رابرت دنیرو و تیم برتون و ... رییس هیئت داوران بوده اند )
@cinemaiihachannel
و البته که اصغر فرهادی فیلمساز موفق و بزرگی است و به اهدافی که خودش طراحی کرده رسیده است
به عنوان کسانی که پیگیر سینما هستیم و اعتلای هنر هفتم را برای کشورمان می خواهیم باید از همه اتفاقات مثبت خوشحال شویم
حتی اگر با سیاست گذاری های جشنواره کن هم مخالف هستیم اینکه یک فیلمساز ایرانی با قواعد فرهنگی کشورمان فیلمی را ساخته و در این جمع موفقیت کسب کرده و بازیگرمان هم رقبا را کنار زده و به جایزه دست یافته واقعا افتخار آمیز هست
ولی لزوما نباید تکیه بر یک نوع سینما داشت و از موفقیت های نوع دیگر هم باید خوشحال شد .
ما که اسکار را گرفته ایم. کن را گرفته ایم . خرس طلایی و نقره ای برلین را هم گرفته ایم . جوایز جشنواره های معتبر را هم که گرفته ایم و باز هم خواهیم گرفت ان شاء الله
ولی به پرفروش های داخلی هم افتخار کنیم . به فاخر های خوب و بیگ پروداکشن هامان هم افتخار کنیم
به دستاوردهای فنی هم افتخار کنیم و سینمای باشکوه را هم پیگیر باشیم و مهمتر از همه اینکه همه بدنه سینما هدف مهمشان فتح بازار جهانی باشد. حضور در اکران های بین المللی. احیای ژانرها و رونق بخشی به بدنه سینما . مشترک سازی با سایر کشورها . صدور عوامل و بازیگر و کار گردان به دنیا. حضور حرفه ای های سینمای جهان در ایران. ارائه لوکشن ها و عظمت ایران زمین به کل دنیا از طریق سینما در حین حفظ امنیت ملی( پیتر جکسون نیوزلند را جهانی کرد )
و در نهایت اینکه دنیا را مشتاق فرهنگ خودمان کنیم و به کمک سینما علاقه مندشان سازیم
سینما هنر عظیمی است که اصلا نباید به یک بعدش توجه کرد . برای دیگر ابعاد سینما هم امیدواری خلق کنیم
@cinemaiihachannel
کانال سینما تحلیل و خبر : حمید لازمی

گاف رسانه ای

سینماژورنال: خبر خوشحال كننده موفقيت يك فيلم ايراني و دو هنرمند نام آشناي سينماي ايران در فستيوال كن، برخی از رسانه هاي عمومي و حتي متاسفانه به اصطلاح تخصصي را گويا چنان دچار شعف ساخت كه در امر انتشار اين خبر دچار یک گاف درشت شدند، چراكه اگر حمل بر صحت كنيم به جز هيجان ناشي از شعف دليل موجهي بر اين گاف از سوي روزنامه اي كه مدعي است تخصصي سينماست(!) و از حیث تخصصی بودن مدام سردبیر عوض می‌کند و روزنامه‌ای دیگر که نماد اصلاح‌طلبی است نمي توان يافت.

به گزارش سینماژورنال در اختتامیه جشنواره کن شهاب حسینی برنده جایزه بهترین بازیگری شد و اصغر فرهادی هم جایزه بهترین فیلمنامه را گرفت اما برخي روزنامه هايي كه حرفه اي بودن شان را همواره به رخ مي كشند با تیترهای درشت “یک فیلم با دو نخل طلا” و “نخل طلای کن در دستان اصغر فرهادی و شهاب حسینی جای گرفت” به پوشش خبری این جوایز پرداختند.

نويسندگان اين نشریات انگار یادشان رفته، برخلاف جشنواره فجر که به همه برندگان سیمرغ می‌دهد در جشنواره کن فقط یک نخل طلا Palme d’Or وجود دارد كه در اختتامیه ۲۰۱۶ اين جايزه يعني نخل طلا به کن لوچ برای فیلم “من دانیل بلک” رسید.

شهاب حسینی و اصغر فرهادی هم به ترتیب جایزه بهترین بازیگری Prix d’interprétation masculine و جایزه بهترین فیلمنامه Prix d’interprétation masculine گرفتند.

البته که هر دوي اين جایزه هاي به جاي خود ارزشمندند و جزو رزومه افتخارات سینمای ایران ثبت خواهد شد و باعث آشنایی بیشتر مخاطبان جهانی با سینمای ایران می گردد.

توضيح سینماژورنال نیز تنها براي جلوگيري از تكرار این گاف و غلطِ مصطلح شدن آن در آينده و نيز افزايش سطح معلومات گردانندگان بعضی نشريات است وگرنه جايزه بهترين بازيگري و فيلمنامه هم گرچه نخل طلا نيستند اما به جاي خود بسيار ارزشمندند.

در تاریخ سینمای ایران فقط یک بار و آن هم عباس کیارستمی در سال ۱۹۹۷ برای “طعم گیلاس” به طور مشترک با فیلمسازی ژاپنی به نام شوهی ایمامورا کارگردان “مارماهی” برنده نخل طلا شد.

عکس العمل مجازی در مورد جایزه فروشنده در کن

بعد اعلام نتایج و دریافت نخل طلا توسط شهاب حسینی و اصغر فرهادی ،کاربران بلافاصله پیام های طنز را در شبکه های اجتماعی منتشر کردند.
@cinemaiihachannel
منم نخل موخام :(
"چرا اونجا که شهاب حسینی برنده شد و ترانه اشکاشو پاک میکرد محسن چاوشی نخوند؟ "
"جایزه ی کاهوی سبز هم داده شد به سحر دولتشاهی."
"با دوتا فیلم عاشق یه بازیگر میشین؟ بابا ما شهاب حسینی رو از اکسیژن دنبال کردیم . آب دونه ش دادیم به اینجا رسوندیمش"
"من تنها جایزه ای که تو زندگیم بردم،همین نخل طلایی بود که شهاب حسینی به همه ایرانیا تقدیم کرد!"
@cinemaiihachannel
"جاي چاووشي تو جشنواره كن خالي بود،بايد يه ناله طلايي هم به اون ميدادن!"
‏"فرزاد حسنى نشسته جايزه بردن شهاب حسينى رو نگاه مى كنه ميگه خدا كنه توش زرشك باشه خدا كنه توش زرشك باشه"
"بیژن بنفشه خواه عزیز هم در جشنواره حضور داشت که متاسفانه موفق به کسب جایزه نشد "