نظر جالب "کیشلوفسکی" در مورد فیلمسازی!!
🌟فیلمسازی حرفه مزخرفی است🌟
فيلمساختن، معنياش ارتباط با تماشاگران، رفتن به جشنوارهها، خواندن نقدها و مصاحبه كردن نيست.
معنياش اين است كه هر روز صبح، ساعت شش از خواب بيدار شوي. يعني سرما، يعني باران، يعني گل و شُل، و اجبار به حمل پروژكتورهاي حجيم و سنگين!
فيلمسازي يك حرفهي اعصابخُردكُن است كه در يك نقطهي مشخص از آن، مجبور ميشوي همهچيز را در درجهي دوم اهميت قرار بدهي؛ حتي خانواده، احساسات و زندگي خصوصيات را. البته شايد رانندهها، تاجرها يا کارمندان بانک هم دربارهي كار خود همين حرف را بگويند و شكي نيست كه آنها هم راست ميگويند ولي من دارم شغل خودم را انجام ميدهم و طبعاً دربارهي كار خودم صحبت می کنم.
شايد هم ديگر نبايد اين حرفه را ادامه بدهم چون دارم به انتهاي چيزي ميرسم كه براي فيلم ساختن ضروريست؛ و آن، تحمل است. در حقيقت ديگر تحمل بازيگرها، فيلمبردارها، نورپردازها و انتظار براي تغيير آب و هوا و ايجاد شرايط مساعد فيلمبرداري– آنگونه كه دلم ميخواهد– را ندارم. و سختياش اين است كه در همان لحظه كه كار ميكنيم نبايد اين بيتابي را نشان بدهم. همين پنهان كردن بيطاقتي از اعضاي گروه، بخش عمدهاي از انرژيام را ميگيرد. البته فكر كنم افراد حساستر ميدانند كه من از اين جنبه از شخصيت خودم راضي نيستم.
فيلمسازي در همهجاي دنيا همينجوريست: گوشهاي از صحنهي يك استوديوي كوچك را به من دادهاند. آنجا يك نيمكت بيصاحب هست. به اضافهي يك ميز و يك صندلي. دستورات خشك من در اين فضاي خودباورانهي داخلي كمي مسخره به نظر ميرسد: صدا! دوربين! حركت! يكبار ديگر با اين فكر كه دارم يك كار بيهوده انجام ميدهم شكنجه ميشوم.
چند سال پيش، روزنامهي فرانسويزبانِ ليبراسيون از كارگردانهاي مختلف پرسيده بود چرا فيلم ميسازند. همان موقع جواب دادم كه: چون نميدانم چطور ميشود كار ديگري انجام داد! اين كوتاهترين پاسخ به اين پرسش بود؛ و شايد به همين دليل خيلي مورد توجه قرار گرفته بود. شايد هم دليلش اين بود كه همهي ما فيلمسازها با وجود قيافههايي كه از خودمان در ميآوريم، پولهايي كه خرج فيلمها ميكنيم، دستمزدهايي كه ميگيريم و خودنماييهايي كه در مجامع عاليِ فرهنگي داريم، اغلب، احساس ميكنيم كارمان چقدر پوچ است. من ميتوانم [فدريكو] فليني و بيشترِ كساني كه خيابانها، خانهها و حتي درياهاي مصنوعي را در استوديو ميسازند درك كنم: اينطوري خيلي از مردم متوجه نميشوند شغل كارگرداني چقدر حقارتآميز و كماهميت است!
منبع: Kieslowski of Kieslowski- Edited by Danusia Stok
مترجم: امید نجوان
من عاشق سینما هستم