نقد و بررسی نخودی در ارسباران
برنامه 180 باشگاه فیلم تهران مربوط به فرهنگسرای ارسباران در تاریخ 30/8/1389 اختصاص داشت به نقد و بررسی فیلم نخودی ساخته جلال فاطمی و به تهیه کنندگی فرشته طائر پور . فیلم راس ساعت 30/17 اکران گردید و پس از نمایش فیلم پرسش و پاسخ با حضور عوامل و امیر پوریا به عنوان منتقد آغاز شد .
ابتدای جلسه با سخنانی از جانب امیر پوریا آغاز شد که در مورد ویژوال افکت فیلم صحبت به میان آمد و اینکه شخص جلال فاطمی به غیر کارگردانی نظارت ویژه بر این بخش داشته است و اینکه کارگردان با اعتماد به نفس کامل وارد این مقوله شده است و تجربه موفقی را هم پشت سر گذاشته است . فیلم ، فانتزی خود را به نحو احسن پدید آورده و منطق جهان داستانی خود را حفظ کرده است و البته انتقادی از برنامه هفت که این فیلم را مربوط به دنیای کودکان نمی دانست به عمل آورد و گفت که این فیلم اتفاقا برای کودکان ساخته شده است .
فرشته طائر پور : تشکر می کنم از امیر پوریا و چند منتقد دیگر که پشتوانه این ژانر هستند . متاسفانه دیگر منتقدین دغدغه این ژانر را ندارند و فقط در زمان جشنواره کودک و زمانهای اینچنین متوقع و طلبکار می شوند . سینمای کودک باید از همه ابعاد حمایت شود . منتقدین توجه مسئولین را باید جلب کنند . مخاطبان باید همراه این گونه فیلمها باشند و آموزش و پرورش طبق وظیفه خود باید از این گونه سینمایی حمایت کند . جامعه عبوسی داریم و خیلی خسته هستیم . خیلی دیر به این نتیجه می رسیم که به کودک درون برسیم و از آن عبور کنیم و با فیلمهایی برخورد کنیم که ما را به تکامل فکر ی برسانند . هشت ساله های سال 1389 با هشت ساله های سال 1369 فرق دارند . این نسل با ماهواره و انواع فیلم و گیم سرو کار دارد و مسلما از نسل قبلی جلوتر است . با جریان روز همراه است و آداب فیلم دیدن را بلد است . از این سو صدا و سیما و سینما این کودک را برای دیدن آثار ایرانی تربیت نکرده و برنامه ریزی لازم را برای جذب آن انجام نداده است . کودک ایرانی از همه کودکان جهان جلوتر است . با فقر و تحقیر آشناست . می تواند سخن بگوید و از حقوق خود دفاع کند . قدرت تشخیصش بالاست . برای چنین کودک و نوجوانی نمی توان به عروسک و ... بسنده کر د . از برنامه های موفق تلویزیون در ژانر کودک می توان به فتیله و عمو پورنگ اشاره کرد . جالب است که 80 درصد مفاهیم این دو برنامه کودک مربوط به بزرگان است و کودک و نوجوان به راحتی باآن ارتباط برقرار می کند . کودک سال 1369 از خیلی از مفاهیم دور نگه داشته می شد و خیلی مسائل برای آن کودک مطرح نمی شد . امروزه در تبلیغات می بینیم که کودک از برنده شدن جایزه بانک فلان خوشحال می شود . در حالی که در گذشته کودک از چیزهای مربوط به سنش خوشحال می شد . در گذشته به کودک کتاب و ... داده می شد ولی هم اکنون به کودک پول نقد می دهیم که مشخص نیست در چه راهی هزینه می شود . ممکن است در راهی هزینه شود که خلل در تربیتش ایجاد کند .
در این فیلم بیکاری پدر را نمایش می دهیم و این دغدغه کودک فیلم است و دغدغه همه کودکان جامعه است . ولی مسعود فراستی در برنامه هفت این مسئله را قبول نمی کرد . در کنار نمایش این دغدغه ها شعر و ترانه و موزیک هم لحاظ شده است . ممکن است کوچک شدن جسمی پدر خانواده از روی حقارت مفهومی برای بزرگسالان باشد ولی کودک نیز آن را درک می کند . هدف کلی ما این بود که بگوییم در جامعه به هنر اهمیت داده نمی شود و هنرمند تحقیر می شود .
امیر پوریا : نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم نام فیلم می باشد . در برنامه هفت اشاره شد که این نام بیننده را از فیلم دور می کند و آدرس غلط می دهد ولی من می گویم اتفاقا من و خیلی از دوستان همکار با شنیدن این نام متوجه همان داستان معروف و قدیمی نخودی می شویم .
جلال فاطمی : من در ابتدا نام فیلم را بابا نخودی گذاشته بودم . مدتی با این نام کلنجار رفتم . احساس کردم برای جلب نظر تهیه کننده جالب نیست و این شد که نامش را کوتاه تر کردم و همین نخودی شد . مراحل زیادی طی کردم تا اینکه به خانم طائر پور رسیدم و پس از آشنایی فیلمنامه را به ایشان ارائه کردم . پس از آشنایی قرار شد فیلمنامه با ایده های جدید بازنویسی شود و به افسانه نخودی هم بپردازیم . وقتی در آمریکا بودم در مورد سینمای ایران تحقیق می کردم و متوجه شده بودم که در ایران ژانر کودک مورد کم لطفی است . مجلات بیشماری به خاطر تک روی ها و بی توجهی ها به ژانر کودک مخاطبان خودشان را از دست دادند و یا کم مخاطب شدند . شنیدم که تعدادی از هنرمندان با بودجه هایی که به هدف ساخت فیلم کودک از مراکز دولتی می گرفتند فیلمهای روشنفکرانه می ساختند . از همان ابتدا دغدغه سینمای فانتزی داشتم . در آمریکا به خاطر مخالفتم با سیستم هالیوود فیلمهای زیر زمینی می ساختم و یکی از فیلمهایم کاملا فانتزی بود و در چند جشنواره فیلمهای مستقل جایزه هم نصیب خود کرد . ما باید تجربیات سینمای کودک گذشته را با ایده ها و دستاوردهای امروز تلفیق کنیم تا این سینما را احیا کنیم . نخودی را با این فکر شروع کردم و ساختم . چون شناختم از کودک ایرانی کم بود با کمک خانم طائر پور توانستم این فیلمنامه را کامل کنم .
امیر پوریا : در مورد چگونگی قبولاندن این نقش ها به بازیگر ها توضیح دهید . به مشکلی برخورد نکردید ؟ چون اصولا بازیگران سینمای ایران به سختی برای بازی در این نقش ها تمایل نشان می دهند ؟
فرشته طائر پور : برای ما مهم بود کسانی که بازی می کنند کاریکاتور نشوند . ادا در نیاورند . چون می دانستم اگر اینگونه شود ضد خودش عمل می کند . متاسفانه برخی بزرگان برای ایجاد ارتباط با کودکان خود را کودک می کنند و مثلا صدای خود را نازک و لوس می کنند . در حالی که این گونه جواب کمتری می گیرند از حالتی که کودک را به قلمرو خود فرا بخوانند . باید بچه ها را سهیم کرد . صابر ابر جدی بازی کرد و ما این را می خواستیم . خودش هم به خوبی تشخیص داد چگونه بازی کند . کمی خانم برومند از خودش خارج شده است که او هم برگرفته از تجربیات خودشان بود و ایشان در کار خود استاد هستند . در ضمن صابر ابر در 30 دقیقه از فیلم با هیچ کس و در اتاق سبز رنگ بازی می کرد و از لحاظ بازی حس گرفتن در این حالت بسیار سخت می باشد .
امیر پوریا : اتفاقا یکی از حسن های فیلم در همین بازی در فضای جلوه های ویژه است که متاسفانه در فیلم دیگری از محصولات فارابی که در حال اکران است یعنی ملک سلیمان با آن همه تبلیغات و ... به خوبی اجرا نشده است . مثلا در صحنه ای که پرنده ای از آسمان به سمت سلیمان می آید . پرنده از جانب راست به سمت بازیگر این نقش می رود و بازیگر به سمت دیگر نگاه می کند . از این اشکلات در ملک سلیمان زیاد هست که در متنی در مجله فیلم به تعدادی از این اشتباهات اشاره کرده ام .
فرشته طائر پور : همه بازیگران را سعی کردیم در راستای فیلم باشند . اگر جایی بوده که خوب نبوده در مرحله مونتاژ برداشتیم . حتی گربه فیلم هم مربی بازیگری داشت . جلال فاطمی عاشق گربه است و قرار بود سکانسهای زیادی به گربه اختصاص یابد ولی من با حیوانات خانگی مخالفم و مخالفت من این سکانسها را کم کرد . البته آقای امیر پوریا هم به گربه علاقه زیادی دارند و من بین دو گربه دوست نشسته ام و از نفرتم نسبت به گربه سخن می گویم ( با خنده )
جلال فاطمی : بازی صابر ابر چند وجهی بود . برای کوچک شدن از تمهیدات زیادی استفاده کردیم . تا قبل از پرده سبز کوچک شدن به صورت فیزیکی صورت می گرفت . مثلا رعنا آزادی ور کفشهای پاشنه بلند می پوشید و یا صابر در موقعیت پایینتر حرکت می کرد و البته انتخاب رعنا آزادی ور به عنوان همسر صابر ابر هم عمدی بود . چون رعنا آزادی ور ذاتا قد بلندی داشت .
امیر پوریا : معاونت سینمایی و فارابی در همه دوره های حکومتی و همه دولت ها به مرحله تولید اهمیت داده اند و از مراحل مهم دیگر سینما غافل شده اند . همیشه پز آمار تولید داده اند که صرفا این آمار دردی دوا نمی کند و خیلی از آثار وارد شبکه خانگی و سوپر مارکت ها می شود . نخودی و ملک سلیمان دو فیلم از محصولات فارابی است و بی عدالتی بین این دو فیلم از یک ارگان دولتی کاملا مشهود است . نخودی به مانند نام و مضمون اش تحقیر شده است و در اکران و تبلیغات جایی ندارد .
نقش پیرمرد عارف هم همیشه بوده و تنها برای این دوره نیست . از دهه 50 بوده و هست و در این نقش کلیشه ای فردی عارف مسلک ریش بلند می بینیم که در زندگی فردمشکل دار ظاهر می شود و موجبات تحول قهرمان فیلم می شود و البته در این فیلم اعتدال گونه این کاراکتر به تصویر کشیده شده و مسعود کرامتی این نقش را بازی کرده است .
یکی از تماشاگران عنوان کرد که فیلم دارای هیجان لازم و ریتم تند مربوط به ژانرش نیست
فرشته طائر پور : اگر بخواهیم این فیلم را با نمونه های خارجی آن مقایسه کنیم . من هم با شما موافقم . این فیلم ریتم کندی دارد و هیجان ندارد ولی در قیاس با فیلمهای ایرانی هم رده خودش فیلم ریتم تندی است . از سویی سینما و هنر ما صرفا کلامی است و ادبیات تصویری نداشته ایم . همه چیز ما ریتم خودمان را دارد و نوعی طمانینه در کلام و بیان داستان وجود دارد . حتی همین جلسه نقد و بررسی ما هم نسبت به نمونه های جشنواره های خارجی خودش کند تر است . کلیپ های موسیقی تند ریتم و محصولات فرهنگی پر هیجانی که از آن سو به دست ما می رسد توقع ما را بالا برده است . البته من موافق ریتمی ما بین ریتم ما و غرب هستم . آن ریتم تند پرهیجان هم زیاد درست نیست و می بینیم که نوجوانان متمایل به ان نوع فیلمها و محصولات از مطالعه و ... دور شده اند .
دیگر تماشاگری در مورد دیده نشدن بابا هوشنگ ( پدر زن صابر ابر ) پرسید و اینکه فردین خلعتبری بیشتر موسیقی فیلمهای اجتماعی ساخته و چطور وارد این پروژه شد و در ضمن افشین یدالهی هم برای اولین بار در این ژانر ترانه سرایی کرده است .
فرشته طائر پور : نشان داده نشدن پدر خانواده از عمد بود و می توانست نمادی باشد از با خبری که زیاد خود را نشان نمی دهد . اتفاقا قرار بود نشان دهیم و برای بازیگر نقش این کاراکتر به افراد زیادی فکر کردیم . افرادی که ربطی به سینما نداشته باشند . مثلا با حسین رضا زاده وزنه بردار مذاکراتی شد که محقق نشد و در آخر تصمیم گرفتیم تا آخر این کاراکتر دیده نشود . فردین خلعتبری خوب همراه شد . اشعار افشین را هم می پسندم و اتفاقا این نوع شعر را به خوبی می فهمد و حتی قرار است کلیپ هایی موزیکال در مورد داستانهای ایرانی بسازیم که اشعارش از افشین یدالهی باشد .
جلال فاطمی : برای کاراکتر پدر خانواده من از شخصیت پدر در فیلم بادکنک سفید جعفر پناهی الهام گرفتم که دیده نمی شود و دائما از حمام حوله می خواهد و ... و بیشتر مد نظرم این بود که این فرد دانای کل فیلم است .
تماشاگری دیگر آخرین سوال را پرسید اینکه چرا تایم فیلم زیاد نیست ؟
فرشته طائر پور : اتفاقا تایم فیلم مناسب است و بیشتر از این تایم مناسب کودک نیست . از این سو مخاطب بزرگسال هم بر روی صندلی خراب سینما ها بیشتر از این نمی تواند تحمل کند و کمر درد می گیرد .
فرشته طادر پور در مورد شعاری بودن فیلم هم توضیح داد که در جامعه شعار زده ای زندگی می کنیم و چون این ویروس را همه گرفته ایم از نوع خوب شعار هم فرار می کنیم . در حالی که اگر فیلمهای خارجی را خوب ببینید متوجه می شوید که این فیلمها سرشار از شعار و پند و اندرز هستند .
حواشی این فیلم حضور با تاخیر مسعود کرامتی بود که قرار بود رخ دهد و رخ نداد و تا آخر جلسه هم حضور به هم نرساند .
این مراسم راس ساعت 45/20 به پایان رسید و به عوامل حاضر هدایایی اهدا شد .
این متن در سایت کافه سینما نیز موجود است
من عاشق سینما هستم