دوستانی هستن جناحی فکر کن و اضطراب دار . دائما تو حرفا می گید فلانی نیاد که فلان می شه و این یکی بیاد اینجوری می شه . یا می گید اگر اون بیاد خودم و می کشم و اگه این بیاد می کشمش و خلاصه اینکه انتخابات ریاست جمهوری رو مرز بین زندگی و مرگ می دونید  . بدونین که زندگی انسان ادامه داره و اگر بر خودتون متکی باشید  و اعتقادات و اصول خود رو دنبال کنید جبار ترین رییس جمهور هم توان سرکوب شما را نخواهد داشت . خودتان را عشق است که با اراده تان مسیر زندگی آینده را ترسیم می کنید .

من فردا رای می دهم . ولی نه به یکی از این 6 نفر که هیچ کدام اصلح من نیست . نتیجه انتخاب هر کدام از اینان خفقان جبهه مقابل است . هیچ کدام هم توانایی مهربانی بر همه مردم را ندارند .

من فردا رای می دهم ولی به پدرم . می خواهم به اعتقادم رای دهم . به آنکه می دانم نگاهش به من عادلانه است . نه لوسم می کند  و نه ظلم بر من روا می دارد . به همان اندازه که اراده می کنم پشتیبانم هست . حرفی که می زند حرف مرد است و تا آخر خط روی حرفش می ایستد  . شایسته تر از هر کس دیگر است که منت زندگی مرا بر سرم بگذارد . اگر او نباشد طعمه گرگان جامعه می شوم . به پشتوانه حمایت های اوست که قرص و محکم قدم بر خیابان های شهرم می گذارم . تبعیض ندارد  . دموکراسی واقعی را در خانواده ام حاکم کرده است . برادرانی همراه برایم تربیت کرده که زمین خوردنم را بر نمی تابند .  تا وقتی هست باید قدرش را بدانم و رای و نظرم با او باشد . همه سیاستمداران 4 سال یکبار رفتنی اند ولی پدر من همیشگی است . حتی بدی هم کنم حذفم نمی کند . می دانم که کرامت انسانی ام همیشه محترم شمرده می شود .  فرزند صالحش هم باشم از ته دل افتخار می کند . حسادت در وجودش جایی ندارد . همه جان و دلش را برای پیشرفت من خرج می کند و از توسعه تصاعدی من نمی ترسد و توانایی مدیریت نهایت بلند پروازی های من را هم دارد  . احساس نا امنی ندارم . حزب بادی نیست . حزبش  ، حزب افق های دور است که برایم ترسیم کرده . با اینکه سواد آنچنانی ندارد  ولی بهتر از همه دکتر ها و سیاست ورزان ، برایم برنامه ریزی می کند  . پس در این حالت که رییس جمهور حقیقی کنار خود دارم به چه دلیل به کسی رای دهم که پیروزی اش هم برایم سودی نداشته باشد  و باختش هم .

در راستای اعتقاداتمان غریبه ای پدر وار آمد که ذبحش کردند . حالا که نیست آن پدر غریبه ، پس فقط باید بر خودم متکی باشم . به کسی که اعتقادی ندارم اعتمادی هم ندارم . به پدرم رای می دهم که به اعتقادم رای داده باشم . استقلال و حریت این چنین را با هیچ چیز عوض نمی کنم .